ادیوم های رفاقتی

 

«الف صفر» یعنی چه؟ چه معنایی به ذهن­تان می آورد؟ خواننده شاید می پندارد، خوب الف اولین حرف الفباست و صفر هم نخستین ارقام. اگر قدری به سیستم نام گذاری آشنا باشد شاید بگوید ممکن است شماره ی یک کلاس باشد مثلن. صفر هم لابد یعنی طبقه ی هم کف. اما اگر کسی از دانشجوهای شریف این عبارت را خوانده باشد الان پوزخندی بر لب دارد! یک عبارت درون دانشگاهی! ( لو نمی دهم! فقط در این حد راهنمایی می کنم که اولین جایی ست که معمولن دانشجوهای ورودی یاد می گیرند! ;) )

اما دانشگاه اولین مکانی نیست که ما در آن «ادیوم (Idiom) های رفاقتی» خاص خودمان را داریم. هر جامعه ی کوچکی که شکل می گیرد از این «ادیوم»ها به عنوان پل های معنایی استفاده می کند. کلمه ها و عباراتی خاص کسانی که نوعی از زندگی مشترک را با هم تجربه کرده اند. افراد از این عبارات نه فقط برای طعنه یا شوخی یا راز مشترک که به عنوان اصطلاحات جدیدی که حاوی بارهای جدید معنایی هستند کمک می گیرند.

تکیه کلام های بین گروهی و یا کلمه های پر فرکانس بیرون از این دایره نیستند. دوستانی که در یک شب نشینی جوک مشترکی را شنیده اند از کلمه ای از آن به عنوان ادیوم جدیدی استفاده می­کنند. دانشجویانی که در کلاس درس عبارات مشترکی را فرا گرفته اند موقع گپ زدن در کافتریا از آن عبارت برای ادای منظور جدیدی استفاده می کنند. با کسی که کتابی را که شما خوانده­اید، خوانده است در بسیاری موارد راحت تر می توانید حرف بزنید. گروهی که از درب های سینما بیرون می آیند کلمه هایی را به کار می برند که برای عابران خیابان بی مفهوم است و الخ. حتی در ابعاد بزرگ هر تحول اجتماعی، مثل انقلاب یا جنگ، ادیوم ها و عبارت های مخصوص خودش را «پیشاپیش» و پشت سر دارد. گفتم پیشاپیش چون بسیاری از تحولات اجتماعی اول با تحولات ادیوم ها آغاز می شوند. یک تمدن هم از نظر من «گروه بزرگی» است که ادیوم های رسمی خودش را دارد. برای کسانی که در یک تمدن مشترک زندگی می کنند واژه ها بدون اینکه نیاز به شرح اضافی داشته باشند بار معنایی مشترکی دارند.

برگردیم به «ادیوم های رفاقتی». این «ادیوم»ها پتانسیل های قدرتمندی دارد به شکلی که پاهای یک رابطه را به «بال» تبدیل می کند. شخصی که از بیرون یک گروه دوستی، رفاقتی، هم کلاسی، اجتماعی یا غیره وارد آن می شود در اولین مرحله در نفهمیدن «ادیوم»های مشترک است، که احساس غریبگی می کند. اگر سخن وری و زبان را بزرگ ترین قدرت و تفاوت انسان بدانیم، ادیوم قدرت دومی است که حتی بین آدم هایی با زبانِ اولیه­ی مشترک می تواند احساس آشنایی یا غریبگیِ ثانویه برقرار کند. شناختِ واژه های یک گروه به طورکلی از کاربرد معمولِ آن واژه­ها جداست چرا که با تجربه های مشترکِ گروه، بار معنایی جدیدی به واژه ها حمل شده است و واژه ها لزومن معانی سابق را نمی دهند و حتی چه بسیار واژگانی که معنا و حس معکوس کلمه را منتقل می کنند. مثلن «علی آقای سگ پز» قطعن سگ نمی پزد! و همان قدر که این واژه ممکن است حال کسی را به هم بزند می تواند بر لب دیگری لبخند خاطره آمیزی بیاورد.

برای برقراری ارتباط بین دو گروه پیش از هر چیز معرفی ادیوم­های خاص آن گروه مورد نیاز است. این نامردی است که شما کسی را که نسبت به ادیوم­های رفاقتی شما غریبه است بدون هیچ شناختی وارد گروه خودتان بکنید. چرا که با این کار دقیقن حس کسی را پیدا می کند که دستش انداخته اید! با این وجود من دوستان زیادی را دیده ام که نسبت به ادیوم­های خود احساس ادیوم برتر دارند. غافل از آنکه کسی که بیرون از گروه شما بوده نیز چه بسا اگر در گروه شما بود واژه های شما را می شناخت. البته اگر امر این قدر واضح باشد که مشکلی نیست. مشکل اصلی در اینجاست که بسیاری اوقات این «غریبه نوازی» های ما کاملن ناخودآگاهانه صورت می گیرد و ما هیچ به این امر توجه نداریم که اشخاص یا گروه های دیگر معانی واژه های ما را به شکلی و با ریشه ای که ما می شناسیم نمی شناسند. و لذا از نفهمی های آن ها بر آشفته می شویم یا تعجب می کنیم.

ادیوم گرچه با اتیمون(etymon) متفاوت است اما این مساله به طور کلی با ریشه شناسی واژه ها بی ربط نیست. اتیمولوژی در صدد است ریشه های اصلی واژگان را بشناسد. اما همه ی واژه ها در زندگی روزمره ی ما معانی سنگین نخستین خود را ندارند. ما به ندرت با ریشه های کلمات حرف زده و به عبارتی کلمات را «از ریشه ادا می کنیم». شاید تنها در مواقع «ذکر» است که «یاد»مان هست و ریشه های کلمات را کاملن در یاد داریم و منظورمان است. در باقی مواقع مثلن در گپ زدن های دوستانه معمولن کلمه ها را سطحی تر و سبک تر به کار می گیریم. (به همین خاطر هم من گاه در یک کاربرد سطحی واژه ها اگر بخواهم مخاطب فارسی زبان به واژه «فکر» کند و آن را از نخست به یاد آورد آن را به انگلیسی می گویم. ما درباره ی کلمه هایی که زبان مادری مان نیست بیشتر فکر می کنیم و معانی آن ها در ذهن مان تازه تر است. در واقع ما در یک زبانِ جدید، کم سن و سال تر هستیم و در آن از برخی از ویژگی های مثبتِ کودکان بهره­مند. یک اینکه به کلمه ها "تازه تر" می اندیشیم.) در این میان ادیوم های رفاقتی کمک می کنند که ما بی آنکه از فضای یک گپ دوستانه دور شویم معانی ای را که به شکل جمعی تجربه کرده ایم با اشاره ای یادآور شویم چنانکه چه بسا یک کلمه کل حکایت یا خاطره یا حسی را در چنته ی معنای جمعی برای ما دارد و ما با گفتن یک عبارت چند صفحه مطلب را به مخاطب آشنایی می رسانیم که برای مخاطب غریبه توضیح همان کلی زمان می برد و از اصل مطلب دور می افتادیم و شاید حتی بیان کردن اش آن قدر خالی از لطف می شد که از خیرش می گذشتیم. هر چه این ادیوم های رفاقتی در بین ما بیشتر پیشرفت کند بارهای معنایی بیشتری را با سرعت بالاتری می توانیم انتقال دهیم به همین دلیل چه بسا در چند دقیقه سخن گفتن با یک دوست به اندازه ی چند روز چند هفته یا حتی چند سال مطلب و معنا رد و بدل می کنیم و شاید این یکی از دلایلی است که دوستی رضایت خاطری برایمان می آورد در حالی که رابطه ای غریب چنین رضایت قلبی را برایمان فراهم نمی کند و پس از کلی سخن گفتن حس می کنیم چندان حرفی نزده ایم.

درباره ی این «ادیوم» ها از نظر من چند مطلب مهم وجود دارد. یکی پتانسیل قدرتمندی است که به نظرم از آن غافلیم. گروه بدون ادیوم­های مشترک هیچ معنایی ندارد. از طرف دیگر ادیوم ها قدرت انتقال معنای بسیار وسیع و پرکاربردی دارند. افرادی که ادیوم های مشترک دارند اولن حرف هم را سریع تر می فهمند و در واقع با هم بسیار سریع تر حرف می زنند. دومن با هم احساس همدلی می کنند. سومن چیز مشترکی دارند و آن عبارت هایی است که معنایش را فقط خودشان می فهمند و این همانند داشتن راز مشترک موجب ایجاد همدلی بیشتر است. ما باید هرچه بیشتر ادیوم تعریف کنیم و تعاریف مان را روشن کنیم. قطعن هرچه این ادیوم ها به ریشه های حقیقی معنا نزدیک تر باشند بهتر است اما نباید فراموش کنیم که ادیوم مشترک به معنای دل های مشترک و نزدیک است.

دومین مطلب این است که حواسمان باشد افراد بیرون از گود ما ادیوم­های ما را نمی شناسند. با غریبه ها مهربان باشیم و بدانیم چه بسا خیلی از کسانی که با ما احساس دشمنی می کنند شناخت واژه های ما را ندارند. یادم هست یک بار استاد فلسفه ای می گفت «نخندیم که فلانی وحدت وجود بلد نیست». چه بسا مبحث سخت فلسفی ای چون «وجود» در واقع ریشه شناسی صحیح این کلمه است. می دانم که سخت است اما تمرین کنیم با کسانی که تعابیر ویژه و آشناشده­ی ما را نمی فهمند مهربان باشیم.

/ 2 نظر / 31 بازدید
الفشین

حتی ادیوم های رفاقتی...[چشمک]

الفشین

قبلا باهوشتر بودی اینم یه ادیوم رفاقتی بود بین من و تو و یاس...