آرزوهای بین الامتحانین ی/ا ((کش به درد تومبون کانت می خوره))

اگر این یکی دو هفته ی امتحانات به خیر بگذرد و ترم آخری پاس شوم  بعدش اگر برگه های امتحانی دانشگاهِ ..را تصحیح کنم ،دو هفته ای برای گزارشهای این دوره ی فوق لیسانس غیر حضوری که نمی دانم اسمش چی بود بگذارم، بعدش یک هفته ای تصحیح پایان نامه ی  فوقم را که هنوووز وقت نکرده ام انجام بدهم و بدهمش به این اساتیدِ مذکورِ مذکر منتظر تا بگذارند پ‍شت ویترین کتابهای اتاقشان و روحشان شاد شود(!!!) فایلهای خانم x را که قول داده ام مرتب کنم و به آقای y گزارش کار تحویل بدهم....بعدش تا آخر مرداد کلاسهای این موسسه ی ..را تمام کنم، بعدش دو سه هفته ای برای برای امتحان جامع -که می گویند یکی دو ماهی وقت می خواهد بگذارم که شهریور است بعدش دو سه هفته برای مصاحبه ی ۱۵ مهر وقت دارم اگر به خیر بگذرد بعدش می روم یک تعطیلات تابستانی حسسسابی   جزایر  هاوایی!!!

پ.ن: خدایا! برای دلخوشی ما دانشجویان تیره بختی که استادمان، تابستان یک workshop ناقابل هم نمی رود که یک هفته گورش را...این تابستان را یکی دو ماهی، یکی دو هفته، لااقل یکی دو روز کششش بده/ به وقت اضافه بکشان، مگر این وسط یک چیزی هم به ما بماسد!
پ.ن ۲: هواداران ودوستداران عزیز! وقت باقیمانده(؟) در انتهای تعطیلات بدون هیچ شایبه ای از آن شما خواهد بود و اختصاص داده می شود به : پیاده روی جنگلهای مازندران ، راه‍پیمایی(!) درکه، توچال شبانه یا حتی دماااوووند!
پ.ن ۳: فقط یک problem کوچک وجود دارد آن هم اینکه در terminology اساتید اینجا summer و holidays با nـبار بور زدن هم، کوچکترین correlation ای ندارند!

/ 6 نظر / 10 بازدید
فاطمه.س

حالا تو چرا گير دادی به اين طفلک مرحوم حسين پناهی؟!

yas

چشم تنگ مرد دنيا دوست را...

راحله

آخی!!!

ستاره

حرف دل منو زدی.

ليلا

سلام.من فکر نميکنم خدای عز و جل به خاطر يک استاد اين همه گرفتار با همه رحمت و مهربانی که در ذات اقدسش هست نظم جهان رو به هم بزنه.اما من رو می فرسته که بهت يه پيغام بدم و اون اينه:برو بدون دغدغه زندگی کن .من جا خالیهاتو پر ميکنم.

يگانه

به فاطمه: گير؟! نه بابا ..سخن کز دل برآيد.. به ياس: پس خلاقيتت کجا رفته؟ اينو که خودم گفتم! به راحله:{...} به ليلا: بگو دانشجو!:پي