پارادوکس تصمیم اخلاقی

 

می ­گوید:در صخره­ نوردی اصل این است: وقتی می ­بینی که  داری می ­افتی باید طنابت را پاره کنی تا دیگران را نجات دهی و با خودت نکشی پایین

می­ گویم: اگر آن ­دیگری که داشت می ­افتاد، طناب ­اش را پاره نکرد چه؟ تو، پاره می­کنی؟

 

بعدالتحریر:

من بازم به این مساله فکر کردم. خلاصه­ی افکارم رو می نویسم:

(سناریو رو باز یادآوری می کنم:شخص A افتاده و از طناب آویززونه. اما طنابشو قطع نکرده. می دونیم که شخص A صخره نورده و قانون فوق رو می دونه+آدم عاقلی هم هست! اما طنابشو پاره نکرده. حالا شخص B رو در نظر بگیریم که اولین نفریه از آخر، که طناب بهش وصله و باید تصمیم بگیره. از نظر شخص B شخص A احتمال نجاتش خیلی کمه و ریسکش خیلی بالاست.)

به نظرم شخص B می تونه تصمیم­های متفاوتی در موقعیت بگیره که اخلاقی باشه. اما میزان درستی تصمیم­اش در نیت و ظاهر می تونه متفاوت باشه. مشخصه که حالات و نیات B ها در همه­ی جهان­های ممکن مختلفه و بسیار. من فقط چندتاش رو که برام جالبه و پررنگ بررسی می­کنم. در ضمن پیش فرض من اینه که B شخص عاقل و سالمیه و «تردید» داره و احتمال نجات A هم اندکه.

  • اگر شخص B تصمیم به نجات A بگیره و طناب رو بکشه بالا و بعد A بیاد بالا و دست تکون بده و همه از جمله من نفس راحتی بکشیم، خب این حالت که غالبن تو هالیوود اتفاق می افته! پس بریم سراغ حالتای بعد
  • اگر شخص B طناب A رو پاره کنه به خاطر احتمال اندک نجات A و احتمال قابل ملاحظه­ی مرگ خودش، تصمیم خودخواهانه اما منطقی و اخلاقی­ای گرفته (به نظرم خودخواهیش طبیعیه و مذموم نیست و  تصمیمش اخلاقیه چون نجات جان خود هم اخلاقیه)
  • اگر شخص B طناب A رو پاره کنه و در اون لحظه علت تصمیمش این باشه که احتمال اندک نجات A رو فدای به خطر انداختن جان C و D و باقی اعضا کرده باشه و بین این دو، تصمیم گرفته باشه، تصمیمش از حالت قبل اخلاقی­تره در حالی­که ظاهر عملش مثل حالت قبله
  • اگر شخص B با وجود احتمال اندک نجات A سعی در نجات A بکنه و در این بین پاش لیز بخوره و کل گروه برن ته دره، قطعن این گروه نفرین­شده بوده و اصلن صخره نوردی خر است!
  • اگر شخص B با وجود احتمال اندک نجات A سعی در نجات A بکنه و در این بین پاش لیز بخوره و در هنگام پایین رفتن، شخص C  به ناچار طناب هر دوی اونا رو پاره کنه، احتمالن گروه سال بعد که به اونجا برگردند یادبودی از شخص B در محل بنا می­کنند!

 

در این حالت تصمیم B  غیرمعقول ولی بازم اخلاقیه. اون به هر دلیلی-مثلن علاقه­ی فردی به شخص A، یا تخمین نادرست موقعیت یا روحیه­ی ریسک­پذیری بیش از حد و ... – نتونسته احتمال معقولی برای نجات A درک کنه، اما به هر حال به نظرم تصمیمش اخلاقیه. اون – به هر دلیلی- فکر کرده احتمال خوبی برای نجات A هست یا "باید" به هر تقدیر A  رو نجات بده و اگر با چنین حسی در دلش طناب رو پاره می­کرد، احتمالن تا آخر عمر خیال راحتی نداشت و کابوس می­دید. اون با یک تصمیم غیرمعقول مرده اما اگر تصمیم معقول رو می­گرفت – با این فرض که حتا باقی گروه هم بعد از افتادن A،  شخص B رو متقاعد می­کردند که راهی برای نجات A  نبود- چون در دل­اش از این امر مطمئن نبود، دائمن خودش رو سرزنش می کرد و لذا در صورت زنده موندن هم شب و روز خوشی براش نمی موند.

بدیهیه که این حالت و این تصمیم B ازهمه جالب تره و بیشتر جای فکر کردن داره که اصلن یک انسان چطور در شرایطی با ریسک بالا اینچنین عمل می­کنه. اما من اسم این تصمیمِ B رو از خودگذشتگی (ایثار) نمیذارم. من اسمشو می­ذارم در خودنبودگی. در واقع B در لحظه­ی چنین تصمیمی به نوعی از خودش بی­خود شده. اون لزومن قصد فداکردن جون­اش رو نداشته. بلکه احتمال اندک نجات A رو اینقدر بزرگ می دیده که در مقابل احتمال زیاد شکست در تصمیم­اش و پرخطر بودنِ این کار به چشمش نمی یومده. ­طوری که شاید اگر از باقی گروه –که در موقعیت بودند- بپرسید تصمیم B رو این­طور توصیف کنند که: B دیوونگی کرد ولی یادش بخیر! 

/ 8 نظر / 39 بازدید
زنده رود

خوب این سوال از اساس اشکال داره.چون اگه اون یکی که داشت میفتاد طنابشو پاره نکنه، تو دیگه زنده نمیمونی که بخای فکر کنی تو هم اینکارو میکنی یا نه!

زنده رود

هوم..من یه سوال دیگه ای الان برام مطرح شدواونم اینکه اصولا این اشخاص چرا بهم وصلند؟ینی واقعا لازمه بهم وصل باشند؟این یذره عجیب بنظر میاد. بعدشم شخص سومو خیلی دستکم گرفتی.اینکه فراتره لزوما به این معنی نیست که عقل سرده.شاید فراتر بودنش واسه اینکه دقیقا از اون اتفاقی که در گرماگرم اینجور ماجراها میفته آگاهی داره و به همین دلیل تصمیمش خیلی هم ممکنه محل اعتنا باشه(شکلک دفاع از ضرورت های اجتماعی!)

netresident

نظریه بازی ها game theory Strongly Recommended این strictly dominated! وقتی rational باشی حتما باس قطعش کنی!

netresident

میتونی از سایت maktabkhooneh.org یه کورس از نظریه بازی ها رو دانلود کنی تماشا کنی تا دیگه اینجور سوالا واست پیش نیاد! :) :D

netresident

یه صوال جانبی! با این وسف اصلا فلصفه تنابه چیه این وثت؟!!!! اگه بناصط وغطی یکی اظ تنابه آویضونه پاره اش کنن، خو اسلن تناب نبرند با خدشون ک بحطره؟ نیث؟

netresident

آره!‌ ولی من حنوذ مخالفم چ بین a و b یا بین هر کس دیگه! این‌جا ی موجود ب اسم طناب هس ک علت وجودش- فلسفه‌اش، وظیفه‌اش، نقطه‌ی کمالش!- حفظ جان کسیه ک ب خطر افتاده! اگه تو این موقعیت نتونه علت وجودشو اثبات کنه، نبودنش به ز بودنشه بنظر من پارادکسی ک شما دنبالش هستید تو این سوال قابل طرح نیس، سناریوتونو عوض کنید شاید بهتر بشه! شما دنبال ایثار هستید! سناریو برای این موضو فک نکنم کم باشه

از دوستان منفوط

سلام به نظر من تصمیم b در اون شرایط برایند تمام زندگی اوست و قضاوت ما هم برایند تمام زندگی ما . اون شخص در صورت منطقی بودن و عادل بودن هر تصمیمی که بگیره در اون لحطه ، بازم میگم با شرط منطقی بودن فرد، در تمام زندگی ازش دفاع خواهد کرد.و ما هم اصلا در مقام قضاوت نیستیم چون تو شرایط اون نبودیم. اتفاقا چن روز پیش یکی از دوستا حسین فهمیده رو زیر سئوال برد که چرا نارنجکو با خودش ترکوند. میشد خودش زنده بمونه .... بهش گفتم تو تو شرایط اون نبودی ... حداقلش اینه که اون فقط 13 سالش بود و مسائل تو ذهن اون با تو خیلی متفاوت تر بودن .. مساله اولویت های اون و خیلی چیزهای دیگه مطرحه ... شاید کارش معقول به نطر نیاد ولی مسئله مهم اینه که امام همون موقع ارزش کار یه نوجوون 13 ساله رو درک کرد و اون عبارت تاریخی رو دربارش گفت

مسیر

صرف نظر از نمک نوشته ات! من ولی سوای اخلاقی و احتمالی بودن یا نبودن دارم فکر می کنم اگه جای B C Aبودم چه می کردم جای Aبودم احتمالا B را تشویق می کردم پاره کن و خودت و بقیه را نجات بده جای B بودم هی به این حدیث هرکس یک نفر را بکشد همه امت را گویی کشته و ... فکر می کردم و سعی می کردم نجاتش بدم شایدم تو تخیلم بنای یادبودم را مجسم می کردم که نفسم تشویق بشه! جای C بودم از اضطراب خفه خون می گرفتم لابد!