توهمی از جهل کمتر!

((....دوگانه باوری یا باور پارادوکسیکال چیزی نیست که خلق الساعه باشد. جورج اورول روح زمانه را باز یافته است و این زمانه زمانه دوگانه باوری است؛ زمانه، زمانه نیهیلیسم است و دوگانه باوری از نیهیلیسم زاییده می شود. حقیقت یک سویه است و شک دو سویه، که هم می تواند به جانب یقین میل کند و هم به جانب انکار... و شک، اگر بخواهد که به صورت امری پایدار در آید، باید که در دوگانه باوری – باور پارادوکسیکال – مقام جوید و دنیای « 1984» یوتوپیای شک است.
... و مگر دنیای امروز چیست؟ به معنای « صلح » در این روزگار بیندیشید: صلحی که پاسداری از آن با قدرت نمایی نظامی و تهدید یکدیگر به جنگ انجام شود چگونگی صلحی است؟ صلح در میان گرگ هایی که از وحشت یکدیگر به یکدیگر حمله ور نمی شوند چگونه صلحی است؟ ........

قطعیت و یقین علمی نیز در روزگار غلبه نسبیت، چیزی نیست جز عدم موقتِ امکان ابطال که عدم مطلق نیست و بنابراین، علم نیز چیزی جز « توهّمی از جهل کم تر » نیست.))

برگرفته از مقاله ی فردایی دیگر (نقدی بر دوکتاب ((۱۹۸۴)) و ((دنیای متهور نو)) )

پ.ن. این مقاله را قبلن هم خوانده بودیم، لیکن این بار با  نقد های فلسفی این قسمتش به علم بسی حظیظیدیم و بسی دلمان خنک شد!!! 

پ.ن.۲:خوب دیگه! حالا برم نسبیت عام ام رو بخونم هفته ی دیگه امتحان دارم!!!

پ.ن.۳ دنیا دست کیه؟

/ 22 نظر / 60 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yas

ma be bazm eshgh na mahram shodim

بانو ژسيلن

پيچيده بود! ولی جورج اورول توجهمو جلب کرد! نوشته هات متفاوتن! شادزی.

محمد جواد (هرمس)

سلام. مشتاقم نطرتان را در مورد مطلب جدیدم بدانم. چشم انتظارم. داستانک.

نسيم

نسبيتت خوب شد ؟؟؟

yas

sale noat mobarak delam ham be hamin zoodi inghad barat tang shode(inghade kheili ziadeha!)

داود

سال نو مبارک! باز از اینجا رفتی؟

راحله

فاطمه.س

تو هم که عين من شدی...