تهمت!

«در انسان خوار خواریست که اگر صد هزار عالم ببیند نیاساید. این خلق به تفصیل در هر بیشه و صنعتی تلاش می کند و هیچ آرام نگیرد. زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است. آخر معشوق را دلارام گویند که دل بدان آرام گیرد و این دل به غیر چگونه آرام گیرد؟»-مولانا
 
می شنوی؟‌ دارند درباره ی تو صحبت می کنند! درباره ی تو من. می گویند من از کودکی ترا دوست داشتم! این تهمت با شکوهیست! من ؟ ترا؟ نمی دانم!‌ شاید! ولی نمی توانم!‌ نه! نمی توانسته ام! گمانم چیزی را در ذهنم جای تو نشانده بودم! سبحانه و تعالی عما یصفون علوا کبیرا. تو برتری جویی. علوا. بالا رونده ای. و بالابرنده. بالا. و من؟ پایین. خیلی پایین. پست. کم تر از «کوچک». اما زندگی؟ زندگی من و ترا به وضوح به سمت یک دیالوگ دو طرفه می برد. که در آن دیگری نیست. هیچ چیز نیست. من این زندگی را دوست دارم. این زندگی را وقتی دوطرفه می شود دوست دارم! دیروز فهمیدم...رساندی...تقلب رساندی..گفتی رابطه ی ما مثل قطره و دریاست. من هیجان زده شدم. من در تو محو می شوم. «نا»بود نمی شوم. نیست نمی شوم. محو می شوم. نبود می شوم. اما نیست نمی شوم! از این نیستی نجات پیدا می کنم. از این تنهایی. از هستی. از آدمها، رابطه ها، کلمه ها، از کلمه ها نجات پیدا می کنم. وقتی در تو ناپیدا شوم.

این شعر نیست. فیزیک نیست. فلسفه نیست. جادو نیست. جنون نیست. عرفان نیست. افسانه نیست. قصه نیست. چرا! چرا. قصه است. قصه ی من و تو. یا شاید قصه ی تو از زبان من.
شوق تو مرا دیوانه می کند. شاعر می کند. فیزیکدان می کند. فیلسوف می کند. عارف می کند. جادوگر می کند. شهرزاد قصه گو می کند.
ولی من..دیوانه نیستم شاعر نیستم فیزیکدان نیستم فیلسوف نیستم عارف نیستم جادوگر نیستم  نویسنده نیستم شهرزاد قصه گو نیستم من نیستم من «نیست»‌ام نیست ام

«یک نیستی به هست آلوده»

یک آلودگی. یک آلودگی بر دامن کبریایی تو. یک توجه از غرور عظیم تو . یک عصیان بر جبار آسمان ها. اناالذی عصیت جبارالسما.


دوست؟!!!دوستی؟!!! نه! مرا چه دوستی ایست با تو! دوستی اینجا واژه ی گنگیست. میان قطره و دریا واژه ی نارساییست. قطره با دریا دوست نمی شود. قطره «از» دریاست. قطره مشتاق دریاست. قطره تشنه ی دریاست. قطره دیوانه ی دریاست. قطره بی دریا هیچ است. تنهاست. غریب است. ناشناخته است. ناگوار است. نافهمیدنی ایست. ناجنس است. ناملموس است. سرگشته است. آواره است. ویرانه است. هیچ است. هیچ !


دریا! این هیچ را بی هیچ کن! از هیچی برهان!
 


«ما نعره زنان که آن شکارت ماییم
او خنده کنان که ما ترا می جوییم»

۲۲ بهمن ۸۶

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ياس

و فکر کن که چه تنهاست اگر که "قطره" کوچک ، دچار آبی دریای بی کران باشد.

شمیم

بیدلی در همه احوال خدا با او بود او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

ستاره

خوش به حالت که به راهی با ذوق با شوق.

*

الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ﴿انعام-31﴾ مسلما زیان کردند آنان که دروغ شمردند ملاقات خدا را، تا اینکه بیامدشان ساعت [لقاء]، به ناگه می¬گویند؛ دریغ ما را بدانچه کوتاهی کردیم در آن. به دوش ‏كشند بار خود را بر پشت¬های خویش، چه زشت است آنچه بر دوش می¬کشند!

لیلا

این مولانا هر چی ما دلمون میخواد بگیم و نمی شه رو چه عالی میگه . من اپم بیا به منم تازگی ها تقلب رسونده اما هی !! مواظب باش درسته که عاشق بی حیاست اما حریم حریمه .عمومی اش نکن.من بد جوری تاوانش رو دادم .واسه خودت میگم .

maryam t

salam.man etefaghi omadam too webloge shoma.vaghean ghashang bood.khosh be haletoon ke hamchin hessi darin.man weblog nadarm vali emailamo gozashtam.[گل]

يگانه

الَّذِینَ کَانَتْ اَعْیُنُهُمْ فِی غِطَاء عَن ذِکْرِی وَکَانُوا لَا یَسْتَطِیعُونَ سَمْعًا ﴿101﴾ قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْاَخْسَرِینَ اَعْمَالًا ﴿103﴾ الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿104﴾ اُولَئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ اَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا ﴿105﴾(کهف) به لیلا: آنچه گفتی درست است. درباره ی معشوقی(یاخدایی) که کوچکتر از آن است که بتوان در حضور دیگران با او سخن گفت

محمدرضا ضاد

با سلام اخیرا صفحه جدیدی با عنوان "نوار شناسی" در سایت استاد فردید ایجاد شده که در آن نوار های موجود از مصاحبه ها ، سخنرانیهای و مناظره های ایشان ، بتدریج معرفی خواهد شد. اولین نوار مربوط به مصاحبه منتشر نشده ای در باب غربزدگی و ماجرای مقاله مرحوم آل احمد است و ضمنا یک فایل صوتی شامل چند دقیقه از این مصاحبه نیز در این صفحه قرار داده شده است.

الفشین

نعره زنان؟!!!! عجب!

الفشین