مهربانیِ مسبوق

میان فامیل ما یک "آقایِ فلان" بود که همیشه چندبرابر دیگران عیدی می­داد. برای ما کوچولوها شیرین بود. ما بچه­های سابقِ فامیل هر سال عید که به دیدن­اش می­رفتیم، یا حتی نمی­رفتیم(!) عیدی­مان به راه بود. وقتی همه دویست تومانی عیدی می­دادند، او پانصدی می­داد. و وقتی همه پنج­هزاری می­دادند، او نفری بیست­هزار تومان عیدی می­داد! و به ما سوگلی­ها هم چک­پول!

امسال اولین سالی بود که "آقایِ فلان" دیگر به ما "بچه­های سابق" عیدی نداد. من قلبن از این کارش احساس رضایت کردم. خوب سخت­است برایم که یکی هی بی­حساب ببخشد به خصوص که ما بزرگ­ شده­ایم و او پیر و بازنشسته...

توی مهمانی یکی از همان "بچه­های سابق فامیل"، را دیدم که گفت: "این "آقایِ فلان" هم امسال عیدی نداد. حیف!" حالا این "بچه­­ی سابق فامیل" هم شاغل است و لابد حقوق­اش چند برابر حقوق بازنشستگیِ "آقایِ فلان"! با تعجب گفتم که "خب ما بزرگ­شدیم دیگه!" گفت "آره! ولی آخه عیدی­هاش همیشه حال می­داد خیلی!"

فکر کردم که عجب! سابقه­ی مهربانی، آدمیزاد را متوقع می­کند و به طمع می­اندازد. جوری که انگار مهربانیِ مسبوق را حق خودش می­پندارد و از قطع­اش شاکی می­شود و گستاخ. یاد تو افتادم و سابقه­ی مهربانی ازلی­ات که ...

/ 3 نظر / 20 بازدید
یاس

خودش عیدی چک پول بگیره بعد واسه دوستش یه کارت پستال! سه بار هم زنگ بزنه وایمیل بفرسته پی ام بذاره که: پس کی میای تهران عیدیت رو بگیری!!؟؟ خوبه بخدا....

م.ه.م

یک ضرب‌المثل قدیمیست که " لطف مدام موجب وظیفه است" آن هم که شما یادش افتادید هم که خود برای خود لطف را وظیفه کرده است. موفق باشید سلام

یه خواننده

با سلام. ممنون. خیلی کوتاه و مفید بود. می خواستم پیشنهاد بدهم که اگر توانستید شما که در نجوم کار می کنید چیزهایی هم در مورد آیاتی که از خداوند در آسمانها و تجلی که از عظمت او در این نشانه های بینظیر الهی دیده اید بنویسید. ممنون.