نمایش نامه ی نوازنده ی فراموش شده

 

Me {in our group session}: How could I distinguish between a loop and it's neighbor loop {in the solar corona}, in a time seris of {satellite} images. It's hard to say if this is it or it's the adjacent loop.


Bernd {group chief} :Well, we remain the problem open, the loops of your active regions seem like strings of a piano. Each one which stands out means that it has been striken up

Me: {kidding} Yeah! but I don't know "the notes"! {audience laugh}

Bernd: {smiling} It doesn't matter...

 

it doesn't matter

it doesn't matter

it doesn't matter

مساله ی من همین است که هیچ یک از چیرهایی که برای من matter است برای ساینسmatter نیست!

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایکس

1_ مقاله را خواندم. آنچه آنجا گفته اید با آنچه اینجا میگوئید فرق دارد. آنجا اصل علم تجربی (یعنی مشاهده) را زیر سوال برده اید. اما اینجا میگوئید قدرت پیش بینی حرکات تاج خورشید را ندارید. خوب این دومی اصولاً سوالی از سوالات علم تجربی است. کما اینکه خیلی از چیزهائی را که زمانی نمیتوانستین پیش بینی کنیم حالا به کمک علم تجربی میتوانیم.

ایکس

2_ برداشت من از مقاله ای که لینک دادید چنین است: اولاً علم تجربی مشکلات روش شناختی دارد مثل جزئی نگری و تعدد شاخه ها. ثانیاً: علم تجربی مشکل اساسی دارد زیرا "شناخت" را به "مشاهده" فرو می کاهد. ثالثاً: جایگزینی برای علم تجربی پیشنهاد کرده اید به نام "علم آسمانی" که بر دو پایه قرار دارد "مشاهده" و "سنن معنوی". رابعاً: به نظر می رسد که شما پیشناهاد میکنید که "علم روحانی" حنبه متکامل تری از علم است.

ایکس

3_ در دو مورد اول بنده و (بسیاری دیگر) هم کمابیش مشکلاتی را وارد میدانم. این اولین پست را در وبلاگ نسبتاً جدیدم چاپ نکرده بودم و داشتم تکمیلش میکردم اما بعد از خواندن مقاله شما چاپش کردم که بتوانم ارجاع بدهم: http://iks.blogfa.com/post-1.aspx

ایکس

4_ با وجود تمام مشکلاتی که علم تجربی در اساس و روش دارد متاسفانه در حال حاضر بهترین نوع علم است که سراغ داریم. یعنی جایگزین مناسب تری برایش سراغ نداریم. اکثر جایگزین هائی که ارائه میشوند خودشان هم بر پایه "تجربه" و "مشاهده" بنا شده اند. فقط تعداد نقل قول های مشاهده را آنقدر زیاد کرده اند که بیننده در نظر اول فکر میکند آن ها از جائی فرای مشاهده آمده اند. به عنوان مثال به نظر میرسد که شما به نوعی از علم که علاوه بر مشاهده بر "وحی" هم استوار است معتقدید. خوب اگر هم بپرسند که "وحی" از کجا آمده لابد میگوئید از خداوند و توسط پیامبرش. اما "وحی" به این معنی رایج البته ریشه در "مشاهده" دارد.

ایکس

اولاً اگر بگویند "پیامبر" را چگونه از یک فرد عادی تشخیص دادی؟ جواب دین "معجزه" است. دین میگوید هرکه ادعای پیامبری کرد را نپذیرید. چنین کسی باید معجزه "نشان" بدهد. یعنی دین هم کماکان برای اثبات خویش از طناب "مشاهده" بالا میرود. راستی شما حاضری در صورت ادعای پیامبری بنده و یا حتی ادعای اینکه امام دوازدهم هستم بدون دیدن "معجزه" ایمان آوری؟ یا مثل عالمان علوم تجربی به چشمانت ایمان می آوری؟

ایکس

ثانیاً: وقتی میپرسی که خوب حالا این پیامبر کیست و از کجا این وحی را آورده؟ میگویند عمه بلقیس به نقل از حاج آقا فلانی به نقل از حاج آقا بهمانی به نقل از ... به نقل از علی و عثمان و چند نفر دیگر که "گواهی" داده اند که پیامبر جبرئیل را مستقیماً "دیده" و این آیات را از او به نیابت از پروردگار نقل کرده. دقت کنید که این "سنت معنوی" چیزی نیست جز اعتقاد کامل به خود, اعتقاد کامل به عمه بلقیس, اعتقاد کامل به حاج آقا فلانی و بهمانی و ... علی و عثمان به "مشاهده" پیامبر. سلسله ای از "ارجاعات" به یک "مشاهده".

ایکس

خوب علم تجربی هم همین کار را میکند. در فلان مقاله به نقل از فلانی و بهمانی میگویند که فلان چیز را زیر میکروسکوپ دیده و بقیه هم باور میکنند. علم تجربی اما یک گام قوی تر از سلسله "مراجع" دینی است که به مشاهده یک فرد ختم میشوند. علوم تجربی مدعی اند که هر کدام از شما هروقت که بخواهید میتوانید مشاهده اصلی را هم "مجدداً" ببینید. و این چیزی است که در "وحی" وجود ندارد. از این نظر وحی نمیتواند جایگزین قوی تری برای علم تجربی شود زیرا خودش هم بر پایه مشاهده بنا شده "مشاهده غیر قابل تکرار" مشاهده ای که یک بار برای همیشه بر پیامبر پیش آمد و راه آن هم با انسداد سلسله انبیا بر دیگران مسدود گشت.

ایکس

ثالثاً: "مراجع" برای اثبات پروردگاری که این وحی را فرستاده هم دست به دامان "مشاهده" میشوند. ادله معروفی که ایشان ارائه میکنند به شدت آغشته به علوم تجربی اند. برهان علیت, برهان نظم و غیره همگی ریشه های عمیقی در "مشاهده" دارند. اگر مایل باشید میتوانیم تفصیلاً در مورد آنها صحبت کنیم.

ایکس

4_ به نظر من علوم تجربی همانگونه که در مقاله گفته اید منکر "عالم معنا" نمیشوند بلکه میگویند "من نمی دانم". اما در عین حال حاضر هم نیستند به سادگی عمه بلقیس سعی مدعیان "عالم معنی" در پنهان کردن طبیعت "مادی" مدعیاتشان را بپذیرند.

ایکس

1_ اگر حال و حوصله بحث ندارید خوب بحث نمیکنیم. شما میگوئی دوست داری مساله را به جای بستن باز کنی ولی عیناً در جمله بعد میگوئی لذا اصلاً جواب نمیدهم. با این کار شما نه بسته اید و نه باز کرده اید. فقط صورت مساله را پاک کرده اید (نمیدانم چرا دوباره به یاد کبک افتادم :)). 2_ ... (شماره 2 را وقتی میگویم که نظر مساعد شما در مورد ادامه بحث را بدانم)