Eccentric

 

هم مرکز نبودن ،نامتعارف ،گریزنده از مرکز،بیرون از مرکز، غیر عادى ،غریب ،عجیب

 

داشتم به معنای این کلمه فکر می­کردم. باید از ضدِ مرکز (center) گرفته شده باشد. کلمه­ی جالبی­ست. (این کلمات هم دنیایی دارند برای خودشان!) از طرفی به معنای گریزنده از مرکز است و خلافِ "مرکز گرا" و مخالف با واقع بودن در مرکز(centric) .از طرفی خودش دارد به مرکز اشاره می­کند! یعنی مخالفت با مرکز به معنای تاییدی منفی (از موضع نفی) بر وجودِ مرکز است! درواقع خودِ کلمه با مرکز (center) تعریف می­شود. کلمه­ی مرموزی ست. در فیزیک نیروی واقعی در حرکت دایره­ای نیروی جانب مرکز (centripetal force) است و نیروی گریز از مرکز (Centrifugal force) یک نیروی مجازی (Fictitious force) یا شبه نیرو (Pseud force) و غیر واقعی ست. آنچه به نظر می­رسد تحت اثر نیروی مجازی به سمت خارج می­گراید، در واقع تحت جاذبه­ی مرکز است و خود خبر ندارد! "پندار"ِ نیرویِ غیرواقعی، ناشی از موضع نادرست سیستمِ مشاهده­گر است که او را وا می­دارد به توصیف نیرویی مجازی بپردازد که درواقع وجودِ خارجی نداشته و محرکی در آن راستا ندارد.

تمثیل دایره و مرکز در ادیان کاربرد وسیعی دارد. گنون شریعت را دایره­ای می­داند که شخص را به حرکتِ مرکزگرا ملزوم می­دارد و دست کم برای اشخاصی که توان یا استعدادِ حرکت (طریقت) به سمت مرکز (حقیقت) را ندارند، آنان را به مرکز مقید می­دارد. یعنی شریعت را شرط ِکمینِ حقیقت می داند به طوری که حرکت بر دایره­ی شریعت موجب می­شود که اگر تواناییِ نزدیکی به سمت مرکز را ندارند، دست کم از مرکز دور نشوند. در مقابل می­توان مسیر گریز از مرکز (به سمت بیرون از دایره) را معادل مسیری از نیروهای عدمی (گریزان از مرکز/اهری­منی) دانست. نیروهای عدمی همانند نیروی گریز از مرکز، وجود واقعی ندارند، بلکه مجازی­اند و شخصی که در امتداد آن نیروها حرکت می­کند نیز حرکتِ واقعی (به سمت خارج) ندارد. اما نکته­ی جالب برای من این است که نیروهای عدمی و گریزان از مرکز، خود به نوعی (از موضعِ انکار) به وجودِ مرکز «اشاره» می­کنند. "آنچه در نظام تشریع شر است در نظام تکوین خیر است".

/ 13 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الف شین

خب نظرمو بذار دیگه!

امیر

سلام ببخشید تو بحث علما وارد میشم ولی این جمله آخر : "آنچه در نظام تشریع شر است در نظام تکوین خیر است" را من به رقم تلاش بسیار نتونستم به طور عام فهم کنم. منت بگذارید یکم شرح بفرمایید ممنون

الف شین

خب با این مثال اگر روی دایره شریعت باشیم که اشتباه می بینیم؟

الف شین

خب با این مثال اگر روی دایره شریعت باشیم که اشتباه می بینیم؟ منظورم اینه که اگر بخوایم ‫نعل به نعل تشبیه کنیم‬ ‫دایره شریعت و به دایره های دنیایی‬ ‫وقتی در مدار شرعت حرکت می کنیم‬ ‫اونوقته که نیروهایی مجازی می بینیم ؟

امیر

سلام راستش بنده واقعا پرسش کردم و خواستم یکم عالم وارانه بنویسم که می بینم جواب نداده و هویت معلوم حالم ! معلوم شده ؟! هر چند شیوه قتلی هم که می پسندم خفه کردن نیست ; ) ولی به هر حال ID گذاشتم تا ببینم بسته به مورد چی پیش میاد ولی واقعا خودم هم ذهنم حول و حوش این مفهوم شر و شیطان یه جورایی دور زد ولی بر عکس شما بیشتر به سمت سرکار بودن انسان در عالم و مامور بودن شیطان و ... کشیده شد بسیار بسیار ممنون میشم اگر این به نوعی خیر بودن شیطان و یا بهتر مفاهیمی مثل شر و منشاء آن ، عدم و ... را جوری که خودتون شهود کردید و نه کتابی سنگین و سقیل بفرمایید. هر چند اگر نخواهید وقت بگذارید از همان معرفی منابع مطالعاتی مطلوب هم سپاسگذار خواهم بود

الف شین

متوجه هستم که تمثیل نباید دقیقا عین باشد و ... ولی منظورم شاد بیشتر حقیقت نازل شده بود و اینکه این چرخشهای بی حد تصویری از (یک جور) چرخش در عالم برین باشد

الف شین

خب به نظرم این طبیعی است که انسان در وهله اول شر و خیر رو از نگاه خودش بسنجه تا وقتی که چیزی اونو بالا بکشه. یا بهتر بگم دید دیگه ای رو بهش پیشنهاد بده. شاید ضرورت دین و نبی از همین جا قابل اثبات باشه

الف شین

با درونی بودنش مساله ای ندارم. یعنی منظورم خارجیِ صرف نبود. باد حوصله بیشتری به خرج بدم در نوشتن کامنت[چشمک] چرخش همه اجرام آسمانی و کهکشانها و... اجرام اتمی (اگر واقعا ان طور باشه البته)....

امیر

الان در حال استراحت میان اسباب کشی می باشم و خیلی فکرم کار نمیکنه ولی پروپوزال و لینک شخصیت مرموز داستان که جمله آخر از اوست را ممنون میشم لطف کنید باشد که پند گیرم

شغف

نقل: پرده ی هستی افتاد جایزه ی اول نصیب شیطان شد