فان مع العسر عسراّ فان مع العسر عسرا!

مرا بگذار لای جرز آفرینشت!

آفرینش تو کاملن متخلخل است پر از جرز و سوراخ که آنها را با آدمهایت پر می کنی! قبلن فکر می کردم مهره ی خاصی هستم. حالا می فهمم فقط به درد جرز آفرینشت می خورم! مرا بگذار لای جرز آفرینشت! و خودت و خودم را از شرم خلاص کن!

ب.ت: برای اینکه بدانی هنوز رویم کم نشده باید بگم که به هر حال مهره ای هم که لای جرز می رود مهره ی خاصی است!

پ.ن: برای اینکه بزنم توی پوز خودم باید به خوابی که شنبه دیدم اعتراف کنم. در رویا دیدم که بر دیواری نوشته شده بود (( قاموس بلا بر عشق است ولو اساس آن بر شر باشد))!  این جمله الان مرا یاد کسی می اندازد که از شدت علاقه بچه اش را گاز می گیرد!!!

پ.ن.۲ به هر حال اوضاع کماکان همانقدر سخت و پیچیده است آنقدر که دلم می خواهد با بسیط ترین موجود این جهان روبرو شوم!

پ.ن.۳: گفتم گره نگشوده ام زان طره تا من بوده ام/گفتا منش فرموده ام تا با تو طراری کند!

ی : درباره ی تیتر عرض شود که: فان مع العسر یسرا فان مع العسر یسرا. اگر من بودم شاید می گفتم فان مع اعسر یسرا فان مع الیسر عسرا. این هم به نظر می رسد همان معنا را بدهد و آهنگ را حفظ کند. ممکن است ظرافتهای زیادی در آنچه که به نظر تکرار آیه ی اول می رسد وجود داشته باشد. اما من به نظرم میرسد(تاکید می کنم این نظر شخصی من است) این تکرار با همان ترتیب می تواند به معنای معادل بودن عسر و یسر باشد.( شاهدم آیه ی   فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاکرمه ونعمه فیقول ربی اکرمن واما اذا ما ابتلاه فقدر علیه رزقه فیقول ربی اهانن  است که می گوید هر دو این موارد از ریشه ی بلاست د رصورتی که ما در ظاهر بین آن دو رق قایلیم. بطور مشابه ممکن است در این تکرار منظور معادل بودن دو واژه ی به ظاهر نامعادل باشد.) بنابر این من با معادل قرار دادن واژه ی یسر(=عسر) مقدار معادل(از نظر من) آن را تیتر زدم.(!)

/ 7 نظر / 40 بازدید
م.ر.ت

دست شما درد نکند. البته بعيد می دانم بنده و جناب عالی با وجود فقر ذاتی به درد لای جرز هم بخوريم! آيه را هم غلط نقل فرموده ايد درستش این است: فان مع العسر يسرا ان مع العسر يسرا و البته آيه ای هم که نازل فرموده ايد اگر معنايی برآن مترتب باشد تومنی چند قران با آنچه در ذکر حکيم آمده توفير و تفاوت دارد. در آيه اگر دقت بفرماييد دو آسانی در برابر يک سختی آمده است، بدين معنی که با هر یک دشواری دو آسانی وجود دارد! اين آسانيها نيز ضرورتا پس از سختی نيستند، همراه و همزمان با سختی اند! این قدر گفتیم باقی فکر کن فکر اگر جامد شود رو ذکر کن مخلصیم.

باوه يال

سلام و ارادت بسيار و خوشحالم از بودنتون ممنون که اومدی و لذت بردم دست مريزاد در پاسخ سوالتون هم عرض کنم که نام مهم نيست مهم بودن ادماست که هستيم با وجود خوبانی چون شما و سعادتی است مخلص شما نورمراد رضايی ايلام

يگانه

به م.ر.ت: اووم ..دو آسانی در برابر يک سختی خوب این تعبير جالبيست...در ضمن شما رو نمی دونم ولی ((من)) به درد لای جرز ((می خورم))! :پی

راحله

من که گفته بودم .

سايه

از صبر عاشق خوشتر نباشد صبر از خدا خواه صبر از خدا خواه

علی

دمت گرم بااين نوشته هايی داری توو وبلاگت موفق باشی اگه وقت کردی يه سرهم به من بزن