OVER!

گفتم :کوییز!

یه برگه بردارید و انتقادات و پیشنهاداتتان را از کلاس بنویسید:

نوشتند:

((خیلی تند حرف می زنید/سرعت تدریس خیلی زیاد است))(بیش از ده نفر)

((من شاغل هستم و خرج و مخارج خیلی بالاست...))(!!!!)

((جایی برای انتقاد وجود ندارد/ کلاس در حد عالیست/قدرت کلام خوبی..))(پاچه خواری)

((لطفن درس را برای ما آسان کنید))(!)

یکی هم نوشته: ((خودتان را به عنوان استاد کلاس قبول داشته باشید))(از این بیشتر از همه خوشم آمد..در ضمن این را نوشتم تا انهایی که مرا خدای غرور  و اعتماد به نفس می دانند متوجه اشتباه خود بشوند:دی)

پ.ن: همه را با لبخند خواندم.....اما الان ....دلم بدجوری گرفته............مگر یک آدم چقدر تحمل انتقاد و نه گفتن و نه شنیدن دارد....در طول روز ..در طول ماه.. در طول سال....

آنقدر خسته ام که خیال می کنم حتی هزار سال هم فرصت کمی است..دلم یک ((فرصت)) بی انتها می خواهد.. ویت اوت انی دد لاین!

آدما وقتی واسه هم ندارن

اینجا ملوم نمیشه کی به کیه

توی این شهر شلوغ یک آشنا....

.............................................

ب.ت: بنویس مرخصی ابدی...

/ 4 نظر / 5 بازدید
ستاره

جنبه ی انتقاد نداری بی خيال نظر سنجی شو!

گيل گمش

فرصت ها لای دست و بال آدما پنهونه . توجه هم همينطور . فقط بايد پيداش کرد . ميشه . من باور دارم ...

پیچک سر به هوا

مواجهه با کسایی مث شما که سعی می کنین انتقد پذیری رو تمرین کنین ،کلی روحیه س... آدم موجود عجیب غریبی یه،و تواناییاش عجیب غریب تر،همه چی رو می شه تحمل کرد،فقط تمیرینو تجربه و مطالعه(نه لزومن به معنای کتاب خوندن) اون قدر به آدمی ظرفیت می ده که خیلی چیزا رو که به مذاق ش تلخ می آنو تاب بیاره و تحمل کنه و باهاشون کنار بیاد... آدمه دیگه...

يگانه

ای بابا!‌ من با انتقادها مشکلی ندارم!‌کلی هم آدم انتقادپذيری هستم!‌ باور نداريد از لينکهایدیگه بپرسين.....ولی خوب آدم وقتی دلش گرفتست دنبال دليل می گرده ديگه!