گور بابای رئالیسم!

وقتی تنها تسلای آدم یک بسته پفک نمکیست..

برای ده دقیقه

«فوت کرده است»! ...فکرش را بکنید!‌ ماضی نقلی!!!

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الفشين

آخی! می بينی آدميزاد عجب موجودی طفلکيه؟! چه قدر کم می ياره!

به کم آوردن توجه کن يه مايه تسلای بهتز بايد داشت!

رضا

سلام مطلب شما با عنوان در اين حوالی را خواندم تا حد زيادی حرفهای من هم بود.اين شرايط را من هم می بينم خيلی بی اعتنا هستند به اين گونه مباحث.

رضا

در مورد سوال شما در اينجا و ۳ مطلب قبل توضيح داداه ام

يگانه

به الف شين: کامنتم را برای پستی که لينکش را گذاشتم بببين...

زينب

اصلا خودتو ناراحت نکن!.. به همون هم اميدوار باش...

فاطمه.س

وقتی؟؟؟ اغلب!!! ضمنا هيچ چيز به اندازه ی سوررئاليسم نیازهای آدم را برطرف نمی کند!

يگانه

گور بابای سورئاليسم هم!

يگانه

به فاطمه: می دانی سورئاليسم را بدجوری می فهمم! داستانش را!‌ رمانش را! شعرش را!....حتی به نظرم از رئاليسم رئال تر است! واقعیت زندگی ماست... اينجا را هم خيلی مواظبم که مثل وبلاگ قبلی فضايش سورئال نشود..در واقع جلوی خود سورئالم را می گیرم که ننویسد! اگر چه بعضی وقتها نمی شود مثل همین پست بعدی! ........ولی با همه ی این حرفها گور بابای سورئالیسم!