فکرش را بکن!!!

فکرش را بکن که صبح از خانه بزنی بیرون دنبال یک سری کارهای نیمه کاره و نهار  درست و حسابی هم نخورده باشی و عصر یک بسته بادام زمینی مزمز بگیری و با دستهای خیلی تمیزت! به دلت نچسبد و صبر هم نداشته باشی و توی اتوبوس بخواهی بخوریش و بعد یک جایش را سوراخ کنی و بادام ها را بدون دخالت دست بسُرانی توی گلویت و آنقدر هم با اعتماد به نفس از پنجره بیرون را نگاه کنی که انگار طرز خوردنش همین است و هرکس جور دیگری می خورد یک چیزیش می شود!

فکرش را بکن که همچنان سیر نشده باشی و از جلوی یک جگرکی- یکی از آن کثیفهایش که رانده کامیون ها هم نگه نمی دارند- رد شوی و تازه به خودت هم قول داده باشی- یعنی یکی دیگر از طرف تو و خودش قول داده باشد، تو هم توی رودربایستی به خودت قول داده باشی- که چیپس و پفک و از این جور ات آشغال -های خوشمزه!- نخوری و خوب با این همه انگیزه وقتی تصمیم بگیری بروی داخل تازه یادت بیاید که کیف پولت خالیست تهش ۵۰۰ تومان بیشتر نمانده و تو با خیال راحت از داشتن کارت ATM پُرش نکرده ای و آن دو رو بر ها هم خود پرداز نبینی ولی با این همه کوتاه نیایی و با خودت بگویی به کسی چه! و بروی داخل یک سیخ -دقیقن یک سیخ!- جگر سفارش بدهی و در تمام مدت خنده هایت را هم باهاش قورت بدهی!

و در آخر فکرش را بکن که بلیت ۱۰:۱۵ داشته باشی و خوب خیلی زودتر برسی، بروی داخل کوپه ات-که هنوز خالی است- طی یک حرکت آکروباتیک بپری روی تخت بالا، پنجره را باز کنی و با خیال راحت دراز بکشی  و همین که به حالت ریلکسیشن کامل رسیدی یادت بیاید که ....که هنوز کیف پولت خالیست! و کمتر از ۷ دقیقه به حرکت قطار مانده باشد...با یک جست بپری پایین تمام پله ها را بدوی بروی داخل سالن و ۴ تا خود پرداز هم خالی باشد و ... 

پ.ن: این روزها احساس می کنم اینقدر راحتم که به راحتی هر آدم ناراحتی می تواند چپ چپ نگاهم کند!:دی

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
setare

pas bego, man fekr kardam ke az farda gharare jgar khar shi

setare

khoshhalam ke rahati

setare

kare khode jegare ye

سايه

نمی دونم والله ادم چی بگه؟؟!!

داود

! این یکی را از ته وجود حس کردم! با این تفاوت که نمیشه از هواپیما پیاده شد! و در فرودگاه مقصد هم ATM خالی بود و فرودگاه 3-4 کیلومتر تا اولین بانک فاصله داشت!

پیچک سر به هوا

بابا عجب ادبیاتی... چه خوبه آدم این قد هنر داشته باشه که حسو حال شو این ریختی خوبو نغز بتونه بریزه تو قالب کلامو تایپای ول داری دادا،ای ول... . . . راستی عمدی تو کار بوده که این قسمت لوگو و آرشیو بلاگو لینکا و... اون پایین بیفته؟ یا این که اتفاقی اون ریختی شده؟... اینو به حساب جسارت نذارینا...فضولی م گل کرده بود،معروض داشت م از باب ارضای کنج کاوی!!!

بوالفضول الشعرا

سلام بر دوست... بوالفضول به روز است اساسی! برای رفع انبساط خاطر سر بزن ، خالی از ضرر نیست... مشاعره ی بابا طاهر و مامان طاهره! + خالو راشد در آیینه ی شعر و ادب فارسی ...

يگانه

به پيچک سر به هوا: خير! عمدی نبوده! سهوی بوده! شما به بزرگی خودتان ببخشيد! در ضمن جسارت است برای بنده اين سوال عارض شده(!!!) که آيا باقی پيچک ها سر به زمين دارند و تنها شما سر به هواييد يا اينکه شما پيچک استثنايی ای هستيد؟!:دی