معنای رمزی جام

تقریبا یادم رفته بود که این ترجمه رو مدت ها پیش فرستاده بودم برای «اشراق»! (الان که فکر می کنم انگار چهار سالی میگذره!!! تو این بازه نمی دونم سر مجله چه بلاهایی اومده که گویا کلن چاپ نشده چون نوشته «دوره ی جدید»)

ولی خب الان ایمیلش برام اومد که منتشر شده:

معنای رمزی جام

 

من اسمش رو گذاشته بودم «کلمه ی گمشده» و به نظر خودم اسم فوق العاده ای بود که خب سردبیر محترم اجازه گرفت عوضش کنه، منم چون اجازه گرفته بود قبول کردم! :)

و این مقدمه ش بود:

نمادِ «جام» در بیان سمبولیک تمامی سنن معنوی جهان نقش دارد. (سنت، در اینجا به مفهوم گنونی کلمه است و مطلقن به معنای متعارف یا به معنای چیزی که ساخته­ ی دست بشر باشد، نیست.) کافی­ است گوشه ­ی چشمی به اشعار فارسی بیاندازیم تا نقش کلیدیِ جام را در ادبیات کهن ایرانی ببینیم. چنان­چه حافظ می­ نویسد: سال­ ها دل طلب جام­ جم از ما می­ کرد/ و انچه خود داشت ز بیگانه تمنا می­ کرد. گنون در این مطلب می­ کوشد از این مفهوم رمزگشایی کند. متن زیر، ترجمه­ ی فصل« نمادگریِ جام» («Symbolism of the Grail»)، از کتاب «شهسوارِ عالم» («The King of The World»)، اثر رنه گنون (Rene Guénon) و از ترجمه­ ی انگلیسیِ Henry D.Fohr است. ...

گویا در تهران از طرق انتشارات حکمت و نشر توس و نشر چشمه توزیع خواهد شد.

 

 

/ 5 نظر / 29 بازدید
مهدی

مقدمه اش که خواندنی بود، امیدوارم بقیه اش رو هم بتونم بخونم. فک کنم واسه ترجمه ی این متن خیلی زحمت کشیده باشید و حتما سخت و دشوار بوده. از اصطلاحات دیگه استفاده نمی کنم واسه سختی کارش

netresident

معنای رمزی جام: رمزگشایی از ن.ف :) به دلیل کپی رایت همشو نذاشتی؟ یا از این مقال خارجه کلن؟ به هر حال تبریک (اگه جای تبریک داشته باشه)

netresident

جای تشکر داره :) فک کنم منظورمو بد گفتم، یعنی مثلن به مجله هه لطف کردی دادی چاپ کنن، مثله این حضور افتخاری ها هست تو فیلم ها، اون مدلی من رشتم فنیه خیلی سر از این مجله ها در نمیارم بدونم معتبره یا اینکه شما معتبرش کردین: امیدوارم رسوندن منظورم بدتر از اول نشده باشه و اصبات شده باشه که جای تشکر داشت: کلن منظور و رسوندنش و گرفتنش هر سه تاش مقوله های پیچیده ای ان

یاس

به نظر من دیگه خودت یه مجله راه بنداز مقاله های فیزیکی و فلسفیت رو چاپ کن این جاهای گمنام لیاقت کارهای تورو ندارن دیگه

شهریار

بسیار عالی خوش ذوق هستید [گل]