صدا ها

«و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم

دارد از خشکیش می ترکد ...»

 

قدرت و خشمِ صدای چاووشی را دوست دارم. (مرا یاد صدای پدرم می­اندازد وقتی آواز می­خوانَد) مثل ... یا ... التماس نمی کند. زاری اش هم خشمگین و از موضع قدرت است. با خودش درگیر می شود، به خودش می پیچد از درد ولی ضجه نمی زند. درد کشیدن دارد صداش. صداش درد کشیدن را خوب بلد است. با درد به بلوغ رسیده صداش. صداش از نهایت درد است اما درِد بدون تسلیم. معشوق را به دست می­ آوَرَد یا از دست می­ دهد، هر دو حال صدایش قوی است. شکنجه­ های بی امانِ زندگی صدایش را به زانو در نیاورده. صدایش کوتاه نمی آید. هرچیزی از خانواده و خاندانِ پر جمعیتِ درد، صدایش را همراهی کند، حقارت دراش جایی ندارد. می­ خواهد اما خواستن اش او را از پا در نمی­ آورد. مثل این جوجه خواننده ­ها صداش، صدای پیش از انتحار نیست! صداش قدم­ های استوار مردی است که با اشک درحالی که جسم ­اش را به سختی از پی می­ کشد، می­ ایستد و ادامه می دهد. صدا همچنان می­ گوید که نبودنِ تو غمناک است، نبودن تو دردناک است، فقدان تو بی­ نهایت تلخ است، جای خالی تو را در این جهان هیچ چیز پر نخواهد کرد ... اما ... اما تو باشی یا نه این زندگی را پاس می­ دارم، تو باشی یا نه خود را پاس می­ دارم، تو باشی یا نه از جنگیدن دست نمی­ کشم،­ تو باشی یا نه از جستن تو دست بر نمی­ دارم.

 

پ.ن. دوست نداشتم متن ام نفی و اثبات کسی باشد از این رو اسامی را حذف زدم. می توانید به جای اولی اسم خواننده ­ای که بیشتر دوست دارید را بگذارید و به جای سه نقطه ها خواننده ­هایی که کمتر دوست دارید. 

/ 0 نظر / 31 بازدید