شبی مثل امشب

یک شبی از شب های جنگ جهانی (که یادم نیست! به من چه! من که مورخ نیستم! ولی باشه! باید به علایق بشری احترام بذارم! مثل علاقه به تاریخ! نوشتند1914 بوده. حالا این عدد را که بگویم الان خیال بشریت راحت می­شود؟ عجب!) می­خورد به کریسمس مثل امشب. بعد آتش بس اعلام می­کنند. و فردایش هم دو تیم (ببخشید دو جبهه ی متخاصم!) با هم فوتبال بازی می­کنند.

برای من این واقعه از خودِ جنگ جهانی مهم­تر است. «تغییر موضع دید». از کدام منظر باید نگریست. ناظر برتر کجاست یا چگونه ببینیم. (و از این حرفا!)

ناظر 1 از صبح تا شب دو خصم را می­بیند که روبروی هم ایستاده اند و دارند یکدیگر را می­کشند. جنگ است و اصلن هم شوخی نیست! آن هم جنگ جهانی. یکی از جنگ­های خانمانسوز بشری لابد. بعد ناظر 1 شیفت اش تمام می شود. ناظر 2 با غروب خورشید می­رسد. دو تیم را می­بیند که با هم می­خورند و بازی می­کنند و سرود کریسمس مبارک می­خوانند.

ناظر 1 و 2 چطور می­توانند با هم دیالوگ داشته باشند و به هم بگویند که از همان آدم­ها حرف می­زنند! در واقع عجیب اینجاست که این آدم­های شب­هنگام همان آدم­های صبح هستند. این­ها در درونِ خود هم اختلافات و دلایل­ی داشتند که یکدیگر را بکشند و هم اشتراکات و تشابهات و دلایلی داشتند تا این حد که با هم هم­بازی شوند و سرود مشترک بخوانند.

موضع تفرقه یا اتفاق. دیدن تفاوت ها یا تشابهات. ناظر 1 یا ناظر 2. گویا انتخاب با خودمان است. 

/ 2 نظر / 23 بازدید
زنده رود

خوب ناظر 1 چجوری بدونه که اصلا انتخابی داره که مثه ناظر 2 به قضیه نگاه کنه؟؟ ممنون که این یکی رو تونستم بخونم با زحمت نه چندان زیادی!نگرانم برای اینکه حوصله ام برای دانایی به شدت سر رفته و کم شده و نشانه های بی حوصلگی در متن تو هم هستا!فک نکن ما نمیبینیم!(این جمله اخر باید توی پرانتز میرفت ولی حال ندارم برگردم بذارمش تو پرانتز)

الفشين

ناظر يك تو بودي و ناظر دو من! اما حالا هر دو مون هر دوشيم! و اين يعني در درون من اين دو تا ناظر ديالوگ مي كنند! چگونگي ش بماند [نیشخند]