Apparent paradox or definition of indefinable!

 

"ده فرمان" فیلم قدیمی و بی کیفیتی است می دانم. حتی از نظر داستانی و روایی نیز چندان قابل اعتنا نیست. اما این فیلم برای من چیز دلنشینی دارد. صحنه ای از فیلم هست که هیچگاه فراموشش نمی کنم. و آن صحنه ایست که موسی را کت بسته به قصر فرعون می آورند. پسر فرعون (برادر ناتنی موسی) که از این پسر نور چشمی(موسی) دل پری دارد، سرانجام توانسته مدارک خوبی علیه او بدست بیاورد تا ثابت کند برخلاف عقیده ی فرعون، موسی لیاقت جانشینی فرعون را ندارد و این اوست که باید جانشین فرعون شود.

با ارائه ی این مدرک موسی نه تنها حکومت مصر و قصر راحت و آرام فرعون و دختر محبوبش را از دست می دهد، بلکه مجازات سنگینی در انتظار اوست. جرم موسی سنگین است. کمک به شورشیها و بردگان بنی اسراییل و خیانت به فرعون "پدرش".

موسی را کت بسته در حالیکه دست و پایش در زنجیر است به قصر فرعون می آورند. در صحن قصر همه جمعند تا این واقعه را از نزدیک ببینند. فرعون که هنوز غرق در ناباوریست، پله پله از پلکان قصر پایین می آید و چهره ی مبهوتش گواه آن است که هر پله ای را که پایین می آید بیشتر به این فکر نزدیک می شود که باید باور کند موسی، موسای نور چشمی او به او خیانت کرده است.

فرعون با پای تردید به موسی نزدیک می شود و فرعون و موسی روبروی یکدیگر قرار می گیرند. چشم در چشم. فرعون در حالیکه در کلامش ناباوری موج می زند می گوید: "موسی! من ترا مثل پسرم دوست داشتم". این جمله در سکوت منتظر قصر طنین انداز می شود.

موسی در حالیکه گوشه ی لبش می لرزد، محکم و محزون می گوید:"هیچ پسری هم به اندازه ی من ترا دوست نداشت". و این جمله در زمان و در تاریخ طنین انداز می شود و من هنوز و همچنان طنین این جمله را می شنوم و باور می کنم که هیچ پسری به اندازه ی موسی فرعون را دوست نداشت.

-"درست است که ظاهرن کسی بیشتر از خود من، مرا دوست ندارد، اما ایمان یعنی درک این حقیقت که بر خلاف تصور ظاهری، چنین کسی وجود دارد."-"ایستاده در باد"صفحه ١١۵-و فرعون هیچگاه نتوانست اینرا باور کند و لذا هیچگاه نتوانست ایمان بیاورد.

/ 8 نظر / 5 بازدید
پیچک

...ممنون نمی تونم بگم چه حسی دارم حالا بعد از خوندن ش... ...فقط ممنون!

یاس

لابد در مرحله بعدی باید ایمان بیاوری که منی اصلا وجود نداشته و چنین کسی در حقیقت خودش را دوست داشته!!!.

لیلا

چو رسی به طور سینا ارنی نگفته بگذر که نیارزد این تمنا به جواب لنترانی!!!!

یگانه

اگر چه ربطش را نفهمیدم اما این طوری می خوانمش که: چو رسی به طور سینا ارنی بگوی و مگذر که بیرزد این تمنا به جواب لنترانی (من گاهی همه چیز را همان طور که می خواهم می شنوم!) به یاس: نگرفتم!

سر به هوای شوم الهی!

به یگانه: ای ول! اون گوش شومام غنیمتی یه هـــا[لبخند]

یگانه

به سر به هوای شوم الهی: ممنون ولی ببینم نکنه شما فکرکردید من سر به هوایان شوم الهی رو می شناسم یا نگهبان دوزخم؟:پی به همشهری جواد: فضای اینجا همیشه با ادب بوده و شما تنها خواننده ی استثنایید!:دی (حالا یا شما باید خودتون رو به این سطح برسونید یا همون که گفتم! راه دیگه ای نیست!:دی) در ضمن شما بازم برای گوی زدن آزادید! البته آزادی غیر لیبرال دموکراتیک!!!