یا من جعل النور فی الظلمات!

سال های سال. شب ها و شب ها. شب ها و روزهایی که شب اند. روزهایی که از شب شب ترند. تاریکی در تاریکی. تاریکی های در هم پیچیده شده. ظلمات بعضهم فوق بعض. کم کم چشمت به تاریکی عادت می کند. کم کم با تاریکی کنار می آیی. با تاریکی ات کنار می آیی. به آن عادت می کنی. همه چیز را با آن تنظیم می کنی. زندگی ات را با آن وفق می دهی. شب ها و روزهایت را با آن سپری می کنی.

تاریکی سرد است و سرما در مغز استخوانت نیش اش را فرو می برَد. و سرما پوستت را کرخت می کند. و سرما قلبت را منجمد می کند. و سرما خاطره ی هر گرمی را در منزوی ترین زوایای ذهنت منجمد می کند. سرما حتی به نَفَس ات هم رحم نمی کند. اما تو پیش می روی چون راه دیگری نداری. در سیاهی ها پیش می روی. پیش می روی تا وقتیکه هنوز آرزوی نور در گوشه ای از دلت مانده است. تا وقتی که سرمای زمستان هنوز خاطره ی گلهای بهاری را در زیر دانه های سفید برف فراموشی مدفون نکرده است.  تا وقتیکه هنوز خاطره ی گرما  را در مقدس ترین و تو در تو ترین و مخفی ترین زاویه ذهنت پنهان کرده ای، و از ترس سرما راه به این خاطره را به روی خودت نیز بسته ای. تو پیش می روی در گسترده ترین و عظیم ترین و کویرترین بیابانهای مخوف سرگشتگی.  جایی که هرگز کسی از آن زنده باز نگشته. جایی که هیچ دلی از سرمایش جان سالم به در نبرده. جایی که هیچ قلبی بی آنکه منجمد شود از آن بیرون نیامده. هیچ شوری بی آنکه سرد و خاموش شود از آن نگریخته. هیچ شوقی بی آنکه پایان یابد به انتهای آن نرسیده. هیچ سری بی آنکه سر گشته شود از آن نگذشته....

تو پیش می روی. سال های سال. شب ها و شب ها و شب ها....

اذا رءا نارا.  تا اینکه نوری می بینی. در دور دست ها نوری می بینی. نوری که چشمهایت را خیره می کند. نوری که سلطه ی تاریکی را لکه دار می کند. نوری که می خوانَدَت. ترا و فقط ترا. انی ءانستُ نارا. فقط تو آن نور را می بینی. تنها دل تو آرزوی آن نور را می کند. تنها تو در دور دستها شراره ای می بینی. تنها تو روزنه ای در تاریکی ها می بینی. تنها تو پاره ای از آن روشنایی را آرزو می کنی. لعلّی ءاتیکم بقبس او اجدُ علی النار هدی. تنها ت و می پنداری آن نور ممکن است راه به جایی ببرد. اما

اما چه کسی می داند. آیا این آتشی ایست که گرم می کند؟  آیا این شراره ی امید در دوردست ها همان آتشی ایست که شراره هایش جوانه های درخت را در بیابان بیدار کرد؟ آیا همان شعله ایست که به زندگی گرما می بخشد؟  آیا همان شوریست که کودک با آن چشمهایش را می گشاید؟ آیا همان آتش مقدسیست که خدایان به زمین بخشیدند؟ که خورشید را با زمین مانوس کرد؟ آیا همان شراره ایست که قلب منجمد ترا ذوب خواهد کرد؟ که دل یخ زده ات را گرم خواهدکرد؟ آیا همان نوریست که وجود تاریکت را روشنایی خواهد بخشید؟ که در میان تاریکی ها رهنمای تو خواهد بود؟

یا نه! این آتشیست  که می سوزانَد؟ آتشیست که خاکستر می کند؟ که بدتر از سرما استخوانت را می سوزانَد؟ آتش نفرین شده ایست که پرومته از خدایان دزدید. آتش ویرانگریست که پرومته به نام اتش مقدس آنرا از خدایان دزدید و به زمین آورد و به جرم این کار به زنجیر کشیده شد. آتشی که قرار نبود به زمین بیاید و آمد و پس از آن چه بناها که ویران کرد و چه قتلها که مرتکب شد و چه دلها که سوزاند و چه اشکها که جاری ساخت و چه زیباییها که نابود کرد و چه گلها که پژمرانْد و چه عطرها که تباه کرد. و چه سیاهی ها که به بار آورد. و چه تاریکی های سوزانی که از خاکستر شراره اش بر جای مانْد.

آیا این آتش در دور دست های این بیابان تاریک، آتشی ایست که می سوزانَد و یا آتشی که گرم می کند؟ 

/ 10 نظر / 4 بازدید
یاس

آتشی که گرم می کند ، سرانجام روزی خواهد سوزانید..!

یاس

سروی و باید که ناگزیر بمانی پای بدامن کشی اسیر بمانی بر سرِ یک پا در این مدار مقدّر حیف که باید که ناگزیر بمانی زخم عمیقی شیار درد بزرگی دیر گریزی که در ضمیر بمانی از تو همین سر کشی خوشست که باری ...

الفشین

اول اینکه : جمع کن بساطتو!

الفشین

دوم اینکه : [قلب] (ماچ هم ندارد)!

شمیم

از ديروز كه اينجا رو خوندم هنوز تو فكرم .ولي سوالتون خيلي سخت بود استاد نتونستم براش جوابي پيدا كنم

شمیم

راستی یه چیز دیگه یادم افتاد شاید : اول بنا نبود بسوزند عاشقان اتش به جان شمع فتاد کاین بنا نهاد

همشهري جواد

خوانديم...اما خب...اگر قرار باشد نظر جديمان را بگوييم كه ديگر همشهري جواد نيستيم...فقط همين ميزان بدانيد كه جنس نور آتش با آن نوري كه قلب انسان را روشن مي كند...تفاوت از زمين تا آسمان است...

الفشین

اون آتیشی که بخواد فقط گرم کنه به درد عمه فاطمه می خوره! چرا می خوای شکوه سوختن را با رفاه گرم شدن عوض کنی؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فروز!

فکر میکردم آتشی که پرومته دزدید و ... اونی بود که گرم میکنه و روشن میکنه؟![سوال]