((کروکديلی که استاد را خورد!))

من هیچ وقت آدم درس خوانی نبوده ام!

در واقع من هیچ وقت، واقعن امتحان نمی دهم/ درس نمی خوانم/ سمینار نمی دهم/ کنکور نمی دهم/...فقط این کارها را از سر خودم باز می کنم!/ من در واقع هیچ کاری نمی کنم!

روح من بازیگوش است/مثل کودکیهایش/ او هرگز برای شناخت جهان و مدل کردن دنیای اطرافشاز تانسورهای Ricci , Bianco استفاده نمی کند!/وقتی در کلاس می نشینم روحم کیلومترها آن طرف تر روی برفهای سفید بازی می کند وگاهی از ته دل به من و استادم-وقتی می گوید((..ولی دنیا این مدلی نیست)) می خندد/ من هیچ وقت به استادم گوش نمی دهم/ حتی وقتی کاملن به چشمهای هم خیره می شویم/ و یا حتی وقتی که در جواب سوالهای من گیر می کند/ من واقعن سوال نمی پرسم/ در واقع هرگز هم جوابهایش را گوش نمی کنم/ اگر چه می توانم جوابهایش را برای دانشجویان دیگر توضیح بیشتری بدهم/ ولی  در همین حال روح من جایی آن سوی پنجره صدای بیدار شدن درختان را می شنود و یا از شاخه ای که تازه جوانه هایش خمیازه کشیده اند تاب می خورد/

استاد عزیزم! من تظاهر می کنم که از دیدن فرمولهای پیچیده ی تو و مقالات پیچیده ترت متعجب می شوم و وقتی سرانجام سوالی می پرسم که خوب بلدی و ذوق می کنی و بی درنگ یک توضیح مفصل می دهی و یا حتی وقتی که مرا کلافه می کنی و می پرسم: -من بلاخره نفهمیدم ما دنبال چی هستیم.( و من این ((ما)) را فقط برای ادب حرفه ای آورده ام) و تو می گویی ((من (با تاکید) دنبال این هستم که ...)) و من به خوبی معنای این تاکید را می دانم- یعنی در این کار اسمی از تو نخواهد آمد-...//اما من در تمام این لحظه ها با هوش تر از آن هستم که وقتم را در کنار تو و فرمولهای پیچیده ات تلف کنم/ من در تمام این مدت -که حواسم را کاملن به توضیحات تو متمرکز کرده ام- به سرخی افقی که روی کوهها پخش شده فکر می کنم و مه غلیظ شبانه/ و در اتاق هم بیشتر از حرفهای علمی عاقلانه ی بی حاصلت لحن حرف زدن تو با دکتر..-دانشجوی سابقت- است که برای من مهم است!

آه استاد عزیز من! تو نمونه ی کامل یک استادی/ کامل ترین نمونه ی ممکن/ و پیچیده- همان قدر که یک انسان می تواند پیچیده باشد / و شخصیت مغرورات/ واقعن مدل کردنش سخت است!/ آنقدر مغروری که ایمان داری همه آرزو دارند که با تو کار کنند..همه../ ولی مهم ترین مساله برای من تمام مقاله ها و فرمولهایی نیست که باید تا هفته ی بعد Derive کنم/ مهم ترین مساله برای من این است که چگونه با تمام پیچیدگی ات ترا از سر خود باز کنم!

---------------------------

ب.ت.با من بازی می کنی؟! باشه من پایه ام. خوشم می آید: ۱.از بازی ای که فقط برای من طراحی شده وهر مرحله از قبلی پیچیده تر عجیب تر غیر قابل پیش بینی تر..اووم عالیست! ۲.و از این ((بیتو)) ی چسبیده به تو!

پ.ن. -> ب.ت. مخفف با تو ست!

پ.ن.۲. این خط خطیها دلایل خودش را دارد! مثلن اگر خود من با جستجوی آنها به این صفحه برسم اعصابم پاک خط خطی می شود!

پ.ن.۳: ((یگانه..اِ..چیزه))/((سلام یگانه!))

شنیدن کلمات بالا از دوستان باعث شد مدل تغییر هویت مجازی ام غیر قابل فرض باشد! اگر چه از نظر من اسمی که آدم خودش انتخاب می کند  از نامی که..... ..که خودش انتخاب نمی کند کمتر معتبر نیست!

/ 9 نظر / 9 بازدید
sherry

من عاشق علم هستم و به تمام کسانی که به راستی دنبال تحقيقات و دانش هستند هم احترام ميگذارم و هم لذت و رشک ميبرم. نحوه کمی خاصی مينويسيد اما به هر حال خوشم اومد.

yas

yadete oon karikator ro be to taghdim kardam to gofti sar dar naiavordi ama man barat neveshtam :omidvaram to oon nasimi bashi ke migozari va be shokoofeha be baran salam mara miresani

فاطمه.س

يگانه؟! تو وقتی اين‌جا بودی چنين لطيف بودی؟ يا اثر ياسه؟

فاطمه.س

هه! من همين الان فهميدم قالب من و تو يکيه. البت من تغييرات جزيی درش دادم!

فاطمه.س

راستی کروکديل کيه؟

ياس

به فاطمه :ب ستگی داره لطافت رو چطوری تعريف کنی !

داود

ها ها! به جان خودم وقتی دیدم نوشته وبلاگ مورد نظر وجود نداره،حدس زدم اوضاع این طوریه! وقتی آدرسو پیدا کردم هیچ وقت فکر نمی کردم وبلاگ جدید این قدر باحال باشه....ببینم تو چرا تو وبلاگ قبلیت اینقدر هیجان انگیز نبودی؟ راستی چه طوره من هم آدرسو عوض کنم؟!

ليلا

با وجود اينکه با پستت خيلی حال کردم! و به نحو خاصی هيجان زده شدم! اما انصافا ذهنم را خط خطی کرد!

R

SOME OF THESE DAYS YOU WILL MISS ME HONY