بی سرزمین تر از باد

از آرشیو: بی سرزمین تر از باد

 

نه آن شب نه هیچ وقت دیگر، آن پسرک افغان و هیچ افغان دیگری را جدا از خودم/خودمان ندانستم. سرنوشت ملت ما در تاریخ اگر به یک ملت شبیه باشد بی شک افغان ها هستند ...

اما معلوم نیست چه بر سر ما آدم­ ها آمده که هیچ بالادستی به پایین دستش رحم نمی کند. رفتار آن معلم کرجی یک نمونه اش. و ما امتی هستیم (بودیم؟) که حق داشتیم از غم در آوردنِ خلخال از پای یک زنِ یهودی بمیریم. همان امت ایم؟؟؟

من ایران را هرگز یک جغرافیا نمی دانستم. «وطن» جایی ست که در آن دلِ آدمی قرار بگیرد. و حالا مدت­هاست دل من در این جغرافیا هر روز بی قرارتر می شود. مدت­هاست آخر شب­ها با خودم می گویم نرگس! جمع کن دیگر! دل بکن دیگر! دیگر چه آرمانی اینجا باقی مانده که ویران نشده باشد ...

اگر آدمی سرزمین اش ویران شده باشد و آواره ی سرزمین های دیگر شده باشد درد دارد. اما از آن دردناک تر آدمی است که آرمان هایش ویران شده باشد. که آنچه را خوب و نیک می شمرده از دست داده باشد. در این صورت ما از آن پسرک افغان به مراتب بی سرزمین تر و آواره تریم. مایی که امروز بر ویرانه های باورها و آرمان هایمان نشسته ایم. و به جای خداوندگار مهربان مان- که محمد را به دلنوازی ما فرستاده بود- خدایانِ پول و مدرنیته و رفاه  و سرمایه و تبعیض نژادی و جنسیتی و قومیتی و غیره را سجده می کنیم.

 

 

 

 

 

/ 8 نظر / 14 بازدید
زنده رود

نرگس.جمع نکن.دل نکن.بمون و برای همین بچه های غربت، مرهم باش. اینجا هنوز خیلی میشه کار کرد.خیلی...

زنده رود

آخه درد غربت آدم بنظرم کلا مال این دنیاست. هر جایی بری باهاته. خیلی ربطی به حتی اتفاقات بیرونی نداره. به هرحال "آدم" جایی هست که بهش تعلق نداره. من مطمئن نیستم انتخاب گزینه رفتن، الزاما انتخاب بد، از بین بد و بدتر باشه.

زنده رود

دارم در کنار مفهوم ملت، به تعریف "امت" فکر میکنم.و به "امام"..

از دوستان منفوط

سلام دل همه ما گاهی اوقات شدید می گیرد. اصلن اینها نباشد وجد و سرور معنایش را میبازد. بی ربط نوشت 1: میگفت که "مرکز دنیا همین خاک خودمان است... من هفته پیش زیارت اربعین را کربلا بودم... عجب صفایی داشت." در بهت کامل بودم که ان زندگی مرفه و سراسر لذتش در اروپا و امریکا چه شده است. دورادور از بهشتی که در ان زندگی میکرد خبر داشتم که "گل در بر و می در کف و معشوق به کامست". وحالا پشت کرده بود به همه انها و امده بود به ایران . مصطفی را در حد همان چند کلمه در خروجی گیت پرواز مهراباد دیدم و هنوز این سئوال در ذهنم مانده که " ما به دنبال چه هستیم" بی ربط نوشت 2: از قضا جناب صدرا هم شدیدا با من هم نظر است :) که انچه هست در خلقت بهترین چیزی است که می توانست باشد. و عجیب این نکته گاهی ارامش بخش است

netresident

ناخودآگاه یاد این نوشته ی دهخدا که تازگی خوندم افتادم «ایران»ی که دهخدا توصیف میکنه کشور رشک برانگیزیه! در آسیا مملکتی به اسم ایران هست که خانه های قراء و قصبات آنجا، در، و صندوق های آنها قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندوق ها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قریه، از زن و مرد به صحرا می روند و مشغول زراعت می شوند، و هیچ وقت نشده است وقتی که به خانه برگردند، چیزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد. یا یک شتردار ایرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نیست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ایران می آید و در ازای «پنج دلار» دو بار زعفران یا ابریشم برای صد فرسخ راه حمل می کند و نصف کرایه را در مبداء و نصف دیگر آن را در مقصد دریافت می دارد، و همیشه این نوع مال التجاره ها سالم به مقصد می رسد. و نیز دو تاجر ایرانی، صبح شفاهاً با یکدیگر معامله می کنند و در حدود چند میلیون، و عصر خریدار که هنوز نه پول داده است و نه مبیع آن را گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر می کند. معهذا هیچ وقت آن معامله را فسخ نمی کند و آن ضرر را متحمل می شود. - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=139012060014

الفشین

به نظرم باید هم نفسا رو همین جا قدر دونست. اونجا هم همنفسایی هستنن حتما! هر جا هستی بی همنفس نمونی...

حجت

سلام وطن دوستی کم کم در کشور ما رنگ باخته دروغ و نیرنگ و چاپلوسی و زیر آب زنی متاسفانه فرهنگ شده حاکمان بی صلاحیت داریم دزدی بی داد می کنه تبعیض نابود کرده کشور و پزشکی تجارت شده روانشناس ها افسرده و پولکی آدم های کوتوله و ترسو دارن برای یک ملت تصمیم می گیرند باید هم شما ناراحت باشی حق داری ناراحت باشی فساد ریشه دونده خیلی سخت شده وضعیت اما این کشور نشون داده همیشه یه مرد یه قهرمان مثل حضرت امام به دادش می رسه و دل ها رو زنده می کنه و چند صباحی روزگار می گذرونه تا روز از نو و روزی از نو درسته رفاه و آرامش در مهاجرته اما ما مرام فرار نداریم

حجت

دقیقا و من هم به قهرمان اعتقاد ندارم و به همین خاطر نوشتم روز از نو و روزی از نو بدبخت ملتی که به قهرمان نیاز دارد