اندر احوالات ما!

میروم بخوابم که زنگ در به صدا در می آید.  پستچی برایم خبر از تنهایی های یک نفر از آن سوی ایران آورده. همه ی جملات نامه به نظرم تکراری می آید. آنرا را کناری می گذارم و فکر می کنم شاید بهتر باشد در جوابش فقط یک کارت پستال سال نو بفرستم. (چگونه می توانم کسی را در تنهایی تسلا دهم!)

-------------------------------------

دیشب رفتیم فیلم ((میم مثل مادر)) را دیدیم و خندیدیم! اشتباه نکنید فیلم کمدی نیست!

در واقع باید به ملا قلی پور تبریک گفت! گمان نمی کنم هیچ کارگردان هندی ای هم توانسته باشد تمام بلایای ممکن را بدین شکل بر سر شخصیت اصلی اش نازل کند!

وقتی یکی یکی بلا ها را بر سر شخصیت های پرداخت نشده ی داستان (یا در واقع داستان پرداخت نشده) نازل می کرد- به طوری که ما دیگر پیش بینی می کردیم - نمی توانستیم جلوی خنده مان را بگیریم و من در یک قسمت خیلی غمناک(البته از نظر کارگردان) شک کردم یاس با این شدت دارد می خندد یا گریه می کند!(نزدیک بود از روی صندلی بیفتد!) ..

بعدش هم رفتیم تا برای جبران اثرات این فیلم خیلی کمیک پیتزا بخوریم تا خیلی حالمان خوب نباشد که حالمان بدتر شد....در میز کناری یکی از استاد های اینجا را دیدیم و....

-------------------------------------

ما برای کسانی که دوستمان ندارند-بهتر بود می گفتم هیچ احساسی نسبت به ما ندارند- وجود نداریم و او...او برای هیچ کس وجود نداشت! این صحنه ی تراژدیک انسانی آنقدر حالمان را بدتر کرد که ...که هنوز ....

ب.ت.:چقدر این روزا آدمات تنهان!

/ 5 نظر / 4 بازدید
فاطمه.س

کی آدماش تنها نبودن؟

فاطمه.س

جالبه. از قضا به دست من هم دل تنگی يک آدم٬ دقيقا از آن سوی ايران رسيده. بيا باهم يه فکری به حالشون بکنيم.

نسيم

يعنی تو فکر می کنی اين روزا حتی اونم هيچ حسی به آدمهای تنها نداره !

يگانه

به فاطمه: با کمال ميل! ...اگر چه ما فوقش می توانيم کاری کنيم که يک آدم در تنهاييهایش تنها نباشد!... به نسيم: ...((زیرا که خود در سرزمین مصر بیگانه بوده ای..))

پرهام

فیلم هندی... ندیده امش هنوز.