جهت هفتم

«ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع / به شکر آن که چو شد اهرمن سروش آمد»

 
زمستان و آتش و عود
نویسنده : یگانه - ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩
 


مسافر تند تند قدم می زند. می رود و بر می گردد و دست هایش را به هم می مالد. از بینی اش بخار می آید

-E.. ..s..t ..u ..k..

-Sorry?!

-Winter! Winter is too cold!

اول صدای اعتراض اش را به سرما نشنیدم. داشتم به گرمای درون اش فکر می کردم.

 کریستال های برف روی شیشه ی ایستگاه اتوبوس

زمستان که می رسد جلوی هر آدمی انگار لوله دودکشی ست. یادم می آورد که درون هر آدمی آتشی ست که هنوز منشاء اش را نمی داند.


  «آتش زدی بر عود ما»...


 
 
ایرانولوژی
نویسنده : یگانه - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩
 

 

از درب ساختمان قدیمی دانشگاه گوتینگن (جرج-آگوست) که وارد شوی سمت راست اش مصر شناسی است و سمت چپ اش ایران شناسی (Iranistik). بخش کوچک و جمع و جوری است. روی میزها ترمه پهن است و به در و دیوار تابلوهایی از ایران (+). کل اش ساختمان کوچک و بسیار قدیمی است و درب های ساختمان همه از داخل قفل می شوند و تنها کسانی که کلید دارند می توانند تردد کنند. برای همین گشت من در داخل آن منوط شد به اینکه منتظر بمانم کسی رد بشود! خانم دکتر خانا عمرخالی مرا داخل برد و قسمت ها را به من معرفی کرد. ما بین حرف مان کسی رد شد و با او فارسی حرف زد. پس من هم با کمال میل شروع کردم به فارسی گفتن. گفتم که ایرانی هستم و خودم را معرفی کردم. پرسید چرا زودتر نیامدی که کمکی هم می کردی. قدری متعجب شدم. چون برای کار علمی نرفته بودم. یعنی درواقع رفته بودم که سرک بکشم. اما گفت اینجا می توانی پست داک کار کنی و موضوعات اش هم کاملن گسترده است. گفتم یعنی موضوع کار پی اچ دی مهم نیست. گفت نه! درباره ی خودش پرسیدم. ارمنی و کرد بود و هرگز ایران نبوده.  بعد هم مرا به دفتر دکتر جوان دیگری به نام خانم کاتیا فولمر برد و با او هم قدری حرف زدم. بازدید کوتاهی بود.

این طور که فهمیدم موضوعاتی که در حال حاضر کار می کنند بیشتر شامل ایران اوستا، هخامنشی و کردها و اعتقادات شان است. اینجا هم این طور نوشته

Research foci in Göttingen are the religions of Iran, new media, language and cultures of the pre-Islamic Iran as well as Kurdish Studies.

گرچه گفتند موضوع مورد تعریف به عنوان پروپوزال در هر زمینه ای اعم از مردم شناسی، هنرهای معاصر و یا حتی فلسفی می تواند باشد اما نکته ای که وجود دارد این است که گفتند دانشگاه خودش بودجه ی تحقیقی ندارد و اینجا همه باید برای پروژه هایشان از موسسه ای بیرون دانشگاه بودجه بگیرند و لذا باید پروژه را در آنجا به تصویب برسانند و احتمالن همین امر موضوع پروژه را به عناوین فوق محدود کرده است و حتی بیشتر سیاسی کرده است. پوستری هم که قبلن درباره ی ایران ازشان در شهر دیده بودم چندان جالب نبود. یعنی به نظرم بیشتر شبیه افغانستان بود تا ایران. درباره ی این پوستر می توانید اینجا بیشتر بخوانید.


 
 
نمایش نامه ی نوازنده ی فراموش شده
نویسنده : یگانه - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩
 

 

Me {in our group session}: How could I distinguish between a loop and it's neighbor loop {in the solar corona}, in a time seris of {satellite} images. It's hard to say if this is it or it's the adjacent loop.


Bernd {group chief} :Well, we remain the problem open, the loops of your active regions seem like strings of a piano. Each one which stands out means that it has been striken up

Me: {kidding} Yeah! but I don't know "the notes"! {audience laugh}

Bernd: {smiling} It doesn't matter...

 

it doesn't matter

it doesn't matter

it doesn't matter

مساله ی من همین است که هیچ یک از چیرهایی که برای من matter است برای ساینس matter نیست!


 
 
اول ژانویه 2011، یورو نیوز
نویسنده : یگانه - ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩
 

 

حین صبحانه تلویزیون را برای معدود بارهایی که هنوز از انگشتان دست فراتر نرفته روشن می کنم. اغلب شبکه ها امروز رقص و آواز است...تا... یورونیوز. خبرها این است

در ساحل عاج بین دو مدعی ریاست جمهوری درگیری ست. لوران بایکو -رئیس جمهور پیشین- که دعوت شده است، فرانسه را شدیدن متهم می کند. دعوت کننده جلوی دوربین تهدیداش می کند: «اگر نیروهای غرب اتحادیه اروپا به ساحل عاج حمله کنند چه؟ کناره گیری می کنید؟»...

اسرائیل به برزیل و چند کشور دیگر به خاطر تاسیس سفارت فلسطین معترض است. آمریکا این اقدام این کشورها را زودهنگام دانسته...

گزارشی از دزدان دریایی و نیروهای امنیتی دریایی ست. دزدان دریایی مال سومالی هستند. کاپیتان نیروهای امنیتی می گوید مقابله با آنها اقدام بیرونی است اما وضعیت کشور فقیر سومالی باید از درون اصلاح شود...

در مصر در لحظه ی تحویل سال جلوی یک کلیسا بمبی منفجر شده که ٢١ نفر کشته داده ...

در نیجریه هم اتفاق مشابهی ست که دولت یک گروه اسلام گرای افراطی را مقصر دانسته..

فیلم زندگی بزرگ ترین قاچاق چی انگلیس ساخته می شود. نویسنده ی داستان خودش است. بازیگر نقش اش گپ می زند. خودش هم هست. خندان. هفت هشت سال زندانی شده بعد آزاد شده و در برابر نوشتن خاطرات اش به اش مبلغ هنگفتی پیشنهاد شده (که گویا برای همیشه او را از قاچاق بی نیاز کرده! یعنی نوشتن خاطرات اش از قاچاق برایش سودآورتر بوده) خبر در ادامه می گوید او در شصت و چند سالگی زندگی آرام و خوبی دارد. 

مصاحبه با کارگردانی که ٢٨ فیلم درباره ی روش های تولید مثل حیوانات ساخته و موضوع تحقیق اش همجنس گرایی در حیوانات بوده. می گوید «از من می پرسند این فیلم ها به انسان چه یاد می دهد. خوب می گویم هیچ. اما روش های تولید مثل حیوانات بسیار جالب و متنوع است.»

تیزر میان برنامه می پرسد «در اروپا چه خبر است؟»

در حالی که  کلید قرمز کنترل را فشار می دهم جمله ی محبوبم را زمزمه می کنم  «something is wrong!»


 
 
Fantastic 2011! (بی سرزمین تر از باد)
نویسنده : یگانه - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸٩
 


توی تاریکی و برف، لابلای مسافران کریسمس می بینم اش. خواب آلوده ام. چشم هایم تازه گرم خواب شده بود که اعلان کردند مسیر ترن به علت برف بسته است. همه ی مسافران پیاده می شوند. می رویم به سمت ایستگاه. دارد گیج می زند. می خواهد سوار قطار شود که یکی از مسافرها منصرفش می کند. با دوستش فارسی حرف می زند. بر می گردم به سمت اش.

-قطار جلوتر نمی ره. باید با کشتی بریم

-کشتی؟

قیافه اش شبیه پسربچه های ایرانی ست. فکر می کنم باید پدر و مادرش همین دور و بر باشند.

-ایرانی هستید؟


 
 
بررسی ضریب هوشی "دیگران"، یا ناسیونالیسم با دلایل آماری؟!
نویسنده : یگانه - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
 

این صفحه را که گروه خلاقیت شریف فرستاده بود خواندم. گمانم همه ی ما چند وقتی است تحلیل های این چنینی را در میل باکس هایمان دریافت می کنیم. پس لازم دانستم بنویسم که

موافق نیستم!
آزمون های هوش همه از دیدگاه جوامعی طرح شده اند که به جزئی نگری معروفند. هوش چیست؟ آیا معیارهایی که برای هوش ذکر کرده اند جهانی است؟ دوست داشتم بدانم پرسش هایی که به عنوان تست هوش در آمارگیری از مردم کشورم پرسیدند چه ها بوده؟ اما گمان نکنم شما اجازه داشته باشید در روند تحقیق شک بکنید. شما حداکثر می توانید از نتایج این آمار مطلع شوید و مثل یک جهان سومی خوب از اینکه نتایج کارشان را در اختیار جامعه جهانی گذاشتند ازشان سپاسگذار باشید.
افراد در اروپا باهوش ترند؟ البته! به شرطی که تعریف هوش تعریف اروپایی باشد. (آنچه که غرب  به ما اجازه ی نزدیک شدن اش را نمی دهد در واقع پیش از تعریف هوش است، و آن تعریف "زندگی" است. "زندگی اروپایی" چیست که توفق بر آن معیار خلل ناپذیر باهوشی به حساب آمده است؟ اروپای جدید البته برتر است؛ در حداکثر استفاده و بهره وری از دنیا. اما این "هوش" در شرق حتی هوش مذمومی است. ما از آن به "زرنگی" بیشتر تعبیر می کنیم تا هوش. مطمئنن معیارهایی که یک ماتریالیست از هوش می تواند ارائه بدهد شامل حداکثر بهره وری از ماده است. باهوش در دیدگاه مدرن کسی است که بیشترین استفاده را از دنیا می کند. با این حساب دیگر نیازی به مدرک نیست. مثل روز روشن است که اروپایی ها زندگی دنیایی بهتری دارند از -برای مثال- هندی ها. همین است که استوارت میل برتر بودن انگلیسی ها بر هندی ها را امری بدیهی و بی نیاز دلیل می داند.)

اینجا که منم (در دو روز و هفده ساعت فاصله با ایران) هرکس ممکن است در زمینه ی خودش باهوش باشد یا نباشد اما کافی است به شعاع اپسیلن از موضوعی که فکر کردن بدان را یادگرفته دورش کنید تا ببینید چقدر احمق "به نظر می رسد".  برای من گفتن این جمله ساده نبود تا اینکه یکی از دوستانم که در کلن بود یک بار بی مقدمه گفت "آلمانی ها خیلی خنگ اند نیست؟" دلیل اش را که پرسیدم دیدم ادراکات و تجربیات مشابهی با من داشت.

آنچه که به نظر او خنگی آمده بود حیطه ی فرد به موضوعی باریک و عدم توانایی برای فکر کردن به مسائل دیگر بود. چند بار که با مشکلی روبرو شدم و سعی کردم از یک آلمانی کمک بگیرم و باید از او می خواستم تا در مسیری غیر از مسیر فکری همیشگی اش فکر کند به بن بست خوردم و آخرش در کل بی خیال شدم! ممکن است در نگاه اول اسم اش را نظم بگذارید اما آن وقت من هم در همان نگاه اول می گویم دست کم نظم اولین مظنون به قتل خلاقیت است. توی ایران هر آدم معمولی -حتی یک زن خانه دار- برای تامین اولیه های زندگی اش مجبور است کلی نبوغ به خرج دهد. البته نه از جنس نبوغ اروپایی.

یاد جمله ی کریستین بوبن می افتم که می گفت نبوغی که مادری برای سیرکردن و پوشاندن فرزندانش به خرج می دهد هیچ کم از نبوغ یک نقاش یا موسیقی دان ندارد. اما همان طور که بوبن هم می داند این نبوغ در تعریف مرفهان اروپایی جایی ندارد.

به علاوه  آمریکا و اروپا اگر می خواهند نبوغ ژنتیکی شان را (که به قول ادوارد سعید خود ابداع کرده اند) محاسبه کنند و این بار برای برتری نژادی که همیشه ادعایش را می کردند دلیل ساینتیفیکی هم داشته باشند صداقت دراین است که اول درصد هوش لیست بلندبالای مهاجرانی را که از کشورهای دیگر دارند از خود کسر کنند. این حرف یک معادله ی ساده ریاضی نیست. بلکه باید دستاوردهای این اشخاص را در علوم مختلف نیز برشمارند که حتمن آن ها که باهوش ترند باید بدانند! گرچه من فکر می کنم آن ها "زرنگ تر" از این حرف ها هستند!

و باز هم به علاوه کنم که به نظر من تخمین از هوش، در واقع تخمین از"ابراز هوش" است. و ابراز هوش رابطه ی مستقیمی با اعتماد به نفس دارد. آن ها که تدریس کرده باشند می دانند که چه بسا دانشجوی باهوشی که هیچ ابراز هوش و نظر نمی کند چون اعتماد به نفس اش را ندارد یا نزد استادی این کار را می کند و نزد استاد دیگری سکوت می کند. و چه بسا دانشجوی احمقی که به دلیل اعتماد به نفس بیجایی که در کلاسی یافته آدم را دیوانه می کند! حالا باید پرسید از اعتماد به نفس تاریخی مردمی که سال های مدید تحت سلطه بوده و پیش ازین -حتی بدون این قسم شبه دلایل تجربی- به کرات به عنوان نژاد پست تر شناخته شده و عنوان شده اند چه باقی مانده است؟ کافی است نگاهی بیاندازید به آرا جان استوارت میل (به عنوان تثبیت کننده ی دموکراسی به لحاظ فکری) درباره ی آنچه او "کشورهای عقب مانده" می نامد.

میل می گوید « تنها غایت و غرضی که برای آن می توان به حق بر هر عضو یک جامعه ی متمدن در مقابل خواست و اراده ی او اعمال قدرت کرد، جلوگیری از اذیت و آزار وی به دیگران است....هر فرد بر خود بر جسم و بر روح خود سلطه و حاکمیت دارد». اما میل افراد زیر را شامل اصل فوق نمی داند‌ «کودکانی که هنوز بالغ نشده اند...همچنین کشورهای عقب مانده»(به نقل ار کلیات فلسفه) استیوارت میل در کتاب “درباره آزادی”(On Liberty) و در کتاب“حکومت نمایندگی”(Representative Government) اعلام می کند که عقاید او قابل تعمیم به هند نیستند زیرا تمدن و نژاد هندیان پائین‌تر از اروپائیان است. ادوارد سعید به نام میل لیست افراد دیگری را که اندیشه های این چنینی داشتند اضافه می کند: ‌متیو آرنولد(Mathew Arnold)،‌کارلایل(Carlyle)، راسکین(Ruskin)، جرج الیوت(George Eliot) و … و کافی است قدری فلسفه ی علم خوانده باشید تا بدانید پیش زمینه های فکری طراح آزمایش با نتایج آن چه می کند.

البته نظرات ایشان که امروزه در حافظه ی ذهنی بشریت نقش بسته صرفن نظرات ایشان هستند و هیچ دلیل فیزیکی یا observational fact ای آن ها را تایید نکرده است. با این وجود اعتماد به نفس دموکرات ها( دمکرات های فکری) این نظرات را به پیش زمینه ی ذهنی بشری تبدیل کرده است. و حالا به نظرم احمقانه ترین چیزی که کم هوشی(البته به معنای اروپایی) ایرانی ها را اثبات می کند این است که خودشان هم با آن ها هم دست شده اند و تازه دارند برای کم هوشی شان دلیل و توجیه می تراشند تا از جامعه جهانی به خاطر پست تر بودن نژادشان عذرخواهی هم بکنند!

پ.ن: آیا لازم است اشاره کنم که اگر کسی بگوید ایرانی ها باهوش ترین مردم دنیا هستند، (حرفی که قبلن که اعتماد به نفس ملی بالاتری داشتیم می شینیدیم) این هم یک جور نژادپرستی است؟

پ.ن.٢: در عنوان به قصد آوردم کلمه ی "دیگران" را. پروژه ی "دیگری" سازی اروپاییان قدمتی دویست ساله دارد...